منقبت چهل و چهارم: محدّثۀ ملائک و سرور تمام زنان هستی
حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ: «إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ مُحَدَّثَةً لِأَنَّ الْمَلَائِكَةَ كَانَتْ تَهْبِطُ مِنَ السَّمَاءِ فَتُنَادِيهَا كَمَا تُنَادِي مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ يَا فَاطِمَةُ: اللَّهُ ﴿اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ﴾(آل عمران:۴۲) يَا فَاطِمَةُ: ﴿اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ﴾ (آل عمران:۴۳) فَتُحَدِّثُهُمْ وَ يُحَدِّثُونَهَا فَقَالَتْ لَهُمْ ذَاتَ لَيْلَةٍ: ألَيْسَتِ الْمُفَضَّلَةُ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ؟ فَقَالُوا: إِنَّ مَرْيَمَ كَانَتْ سَيِّدَةَ نِسَاءِ عَالَمِهَا وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَكِ سَيِّدَةَ نِسَاءِ عَالَمِكِ وَ عَالَمِهَا وَ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ.»
ترجمه:
اسحاق بن جعفر مىگويد: از امام صادق(علیه السلام) شنيدم كه مىفرمودند: فاطمه(علیها السلام) را به اين دلیل «محدَّثه» ناميدند كه فرشتگان از آسمان فرود مىآمدند و آن حضرت را مىخواندند همان طورى كه مريم دختر عمران(علیها السلام) را صدا مىزدند، بارى فرشتگان مىگفتند: اى فاطمه(علیها السلام) خدا تو را برگزيد و پاكيزهات نمود و بر تمام زنان عالم اختيارت كرد، اى فاطمه(علیها السلام) پروردگارت را فرمانبردار باش و سجدهاش نما و با ركوعكنندگان ركوع كن و بدين ترتيب حضرت با آنها سخن مىگفت و آنها نيز با فاطمه(علیها السلام) سخن مىگفتند. شبى فاطمه(علیها السلام) به فرشتگان فرمود: مگر آنکه بر تمام زنان عالم برتری دارد مريم دختر عمران(علیها السلام) نیست؟
فرشتگان عرضه داشتند: مريم بانو و سرور زنان عالَم[زمان] خودش بود و خداوند عزّ و جلّ تو را بانو و سرور زنان عالَم خودت و عالَم مريم(علیها السلام) و سرور تمام زنان [عالم هستى] از اوّلين و آخرين قرار داده است.
منابع:
علل الشرائع، شيخ صدوق، ج۱، ص۱۸۲؛ دلائل الامامة، محمد بن جرير طبری (شيعی)، ص۸۰- ۸۱ و ص۱۵۲؛ درّ النظيم، یوسف بن حاتم شامی، ص۴۵۶؛ تأويل الآيات، سید شرف الدین استر آبادی، ج۱، ص۱۱۱؛ بحار الأنوار،علامه مجلسی، ج۱۴، ص۲۰۶ و ج۴۳، ص۷۸.
همچنین: «قَالَ[مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي بَكْرٍ] … فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ كَانَتْ مُحَدَّثَةً وَ لَمْ تَكُنْ نَبِيَّة». کتاب سلیم، سلیم بن قیس، ص۳۵۱؛ بصائر الدرجات، صفار، ص۳۹۲؛ علل الشرایع، شیخ صدوق، ج۱، ص۱۸۲؛ اختصاص، شیخ مفید، ص۳۲۹؛ مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۱۵؛ کشف الغمه، اربلی، ج۲، ص۹۶؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۳۰، ص۱۳۲ و ، ج۴۳، ص۷۹.





















