منقبت پنجاه و هشتم: خلقت آسمان و زمین و روشنایی آنها از پرتو نور فاطمی
ذَكَرَهُ الشَّيْخُ أَبُو جَعْفَرٍ الطُّوسِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ مِصْبَاحِ الْأَنْوَارِ قَالَ: فِي حَدِيثِ النَّبِيِّ لِعَمِّهِ الْعَبَّاسِ:
«…لَمَّا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَنَا تَكَلَّمَ كَلِمَةً خَلَقَ مِنْهَا نُوراً ثُمَّ تَكَلَّمَ كَلِمَةً أُخْرَى فَخَلَقَ مِنْهَا رُوحاً ثُمَّ مَزَجَ النُّورَ بِالرُّوحِ فَخَلَقَنِي وَ خَلَقَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَكُنَّا نُسَبِّحُهُ حِينَ لَا تَسْبِيحَ وَ نُقَدِّسُهُ حِينَ لَا تَقْدِيسَ فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُنْشِئَ الصَّنْعَةَ فَتَقَ نُورِي فَخَلَقَ مِنْهُ الْعَرْشَ فَالْعَرْشُ مِنْ نُورِي وَ نُورِي مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ نُورِي أَفْضَلُ مِنَ الْعَرْشِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ أَخِي عَلِيٍّ فَخَلَقَ مِنْهُ الْمَلَائِكَةَ فَالْمَلَائِكَةُ مِنْ نُورِ عَلِيٍّ وَ نُورُ عَلِيٍّ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ عَلِيٌّ أَفْضَلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ ابْنَتِي فَاطِمَةَ فَخَلَقَ مِنْهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فَالسَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ مِنْ نُورِ ابْنَتِي فَاطِمَةَ وَ نُورُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ ابْنَتِي فَاطِمَةُ أَفْضَلُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ…
ثُمَّ أَمَرَ اللَّهُ الظُّلُمَاتِ أَنْ تَمُرَّ عَلَى سَحَائِبِ الْقَطْرِ فَأَظْلَمَتِ السَّمَاوَاتُ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَضَجَّتِ الْمَلَائِكَةُ بِالتَّسْبِيحِ وَ التَّقْدِيسِ وَ قَالَتْ: إِلهَنَا وَ سَيِّدَنَا مُنْذُ خَلَقْتَنَا وَ عَرَّفْتَنَا هَذِهِ الْأَشْبَاحَ لَمْ نَرَ بُؤْساً فَبِحَقِّ هَذِهِ الْأَشْبَاحِ إِلَّا مَا كَشَفْتَ عَنَّا هَذِهِ الظُّلْمَةَ فَأَخْرَجَ اللَّهُ مِنْ نُورِ ابْنَتِي فَاطِمَةَ قَنَادِيلَ فَعَلَّقَهَا فِي بُطْنَانِ الْعَرْشِ فَأَزْهَرَتْ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ ثُمَّ أَشْرَقَتْ بِنُورِهَا فَلِأَجْلِ ذَلِكَ سُمِّيَتْ الزَّهْرَاءَ فَقَالَتِ الْمَلَائِكَةُ: إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا لِمَنْ هَذَا النُّورُ الزَّاهِرُ الَّذِي قَدْ أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهَا: هَذَا نُورٌ اخْتَرَعْتُهُ مِنْ نُورِ جَلَالِي لِأَمَتِي فَاطِمَةَ ابْنَةِ حَبِيبِي وَ زَوْجَةِ وَلِيِّي وَ أَخِي نَبِيِّي وَ أَبِي حُجَجِي عَلَى عِبَادِي أُشْهِدُكُمْ مَلَائِكَتِي أَنِّي قَدْ جَعَلْتُ ثَوَابَ تَسْبِيحِكُمْ وَ تَقْدِيسكُمْ لِهَذِهِ الْمَرْأَةِ وَ شِيعَتِهَا وَ مُحِبِّيهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
ترجمه:
در حدیث پیامبر به عمویشان عباس است که فرمودند:
وقتى که خداوند متعال اراده كرد ما را خلق کند کلمهای فرمود و خلق کرد از آن کلمه، نوری سپس کلمهای دیگر تکلم فرمود و از آن کلمه، روحی را خلق کرد، سپس نور را با روح آمیخت و مرا و علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) را خلق نمود.
ما خداوند را تسبیح و تقدیس میکردیم آن هنگام که تسبیح و تقدیسی نبود. پس هنگامی که خداوند خواست جهان را بیافریند نور مرا شکافت و از آن عرش را بیافرید؛ پس عرش از نور من است و نور من از نور خدا است و نور من برتر از عرش است.
آنگاه نور برادرم علی(علیه السلام) را شکافت و از آن [نور] فرشتگان را آفرید؛ پس فرشتگان از نور علی(علیه السلام) هستند و نور علی(علیه السلام) از نور خداست و علی(علیه السلام) برتر از ملائکه است.
آنگاه نور دخترم فاطمه(علیها السلام) را شکافت و از آن آسمانها و زمین را بیافرید؛ پس آسمانها و زمین از نور دخترم فاطمه(علیها السلام) است و نور دخترم فاطمه(علیها السلام) از نور خداست و دخترم فاطمه(علیها السلام) والاتر از آسمانها و زمین است.
… سپس خداوند به تاریکیها امر کرد که بر روی ابرهای باران قرار گیرند پس آسمانها بر ملائکه تیره شد. ملائکه با تسبیح و تقدیس ضجه زدند و گفتند: ای معبود و سرور ما! از وقتى ما را آفریدی و اين اشباح را به ما شناساندی چيز بدى مشاهده نكرديم. تو را به حق این اشباح سوگند میدهیم كه اين تاریکى را از ما برطرف فرما. در اين موقع خداوند از نور دخترم فاطمه قنديلهایى خارج نمود و بر وسط عرش آويخت پس [آن قندیلها] آسمانها و زمین را روشن کرد و [آسمانها و زمین] به نور آن [قندیلها] تابان گشت و به این دلیل او «زهرا» نامیده شد.
ملائکه گفتند: ای معبود و سرور ما! این نور تابان که آسمانها و زمین به آن روشن است از كيست؟
خداوند به آنها وحی نمود: اين نوری است که از نور جلالم اختراع کردم برای كنيزم فاطمه(علیها السلام) دختر حبیبم و همسر ولیّم و برادر نبیّم و پدر حجتهایم بر بندگانم. شما را -ای ملائکه من!- گواه میگيرم كه ثواب تسبيح و تقديستان را تا روز قيامت برای این زن و شيعۀ او و دوستداران او قرار دادم.
منابع:
تأويل الآيات، استرابادی، ج۱، ص۱۳۷- ۱۳۹(استر آبادی از کتاب مصباح الأنوار شیخ طوسی نقل نموده)؛ تفسیر برهان، علامه بحرانی، ج۲، ص۱۲۵ – ۱۲۷؛ غاية المرام، علامه بحرانی، ج۴، ص۲۹۶- ۲۹۷ و ج۱، ص۴۲ – ۴۴؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۳۷، ص۸۲- ۸۴؛ تفسير كنز الدقائق، شیخ محمد قمی مشهدی، ج۳، ص۴۶۴ – ۴۶۶.
همچنین: «رَوَاهُ ابْنُ مَسْعُودٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: … فَقَالَ: اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَنِي وَ عَلِيّاً مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ بِأَلْفَيْ عَامٍ، إِذْ لَا تَسْبِيحَ وَ لَا تَقْدِيسَ، فَفَتَقَ نُورِي فَخَلَقَ مِنْهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ أَنَا وَ اللَّهِ أَجَلُّ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ. وَ فَتَقَ نُورَ عَلِيٍّ ، فَخَلَقَ مِنْهُ الْعَرْشَ وَ الْكُرْسِيَّ وَ عَلِيٌّ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيِّ. وَ فَتَقَ نُورَ الْحَسَنِ، فَخَلَقَ مِنْهُ اللَّوْحَ وَ الْقَلَمَ، وَ الْحَسَنُ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ اللَّوْحِ وَ الْقَلَمِ، وَ فَتَقَ نُورَ الْحُسَيْنِ وَ خَلَقَ مِنْهُ الْجِنَانَ وَ الْحُورَ الْعِينَ، وَ الْحُسَيْنُ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ الْجِنَانِ وَ الْحُورِ الْعِينِ. فَأَظْلَمَتِ الْمَشَارِقُ وَ الْمَغَارِبُ، فَشَكَتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى أَنْ يَكْشِفَ عَنْهُمْ تِلْكَ الظُّلْمَةَ فَتَكَلَّمَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ بِكَلِمَةٍ وَاحِدَةٍ، فَخَلَقَ مِنْ تِلْكَ الْكَلِمَةِ نُوراً وَ رُوحاً فَأَضَافَ النُّورَ إِلَى تِلْكَ الرُّوحِ، فَأَقَامَهَا أَمَامَ الْعَرْشِ، فَزَهَرَتِ الْمَشَارِقُ وَ الْمَغَارِبُ، فَهِيَ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ فَلِذَلِكَ سُمِّيَتِ الزَّهْرَاءَ.»؛ ابن مسعود از رسول خدا روایت کند که ایشان فرمود: بدان که خداوند دو هزار سال قبل از خلقت خلق، من و علی را از نور عظمتش خلق نمود در آن زمانی که نه تسبیحی بود و نه تقدیسی. پس نور مرا شکافت و از آن آسمانها و زمینها را خلق کرد و به خدا قسم که من برتر از آسمانها و زمین هستم. پس از آن نور علی را شکافت و از آن عرش و کرسی را خلق کرد و به خدا قسم که علی از عرش و کرسی خدا برتر است و سپس نور حسن را شکافت و لوح و قلم را خلق نمود و قسم به خدا که حسن افضل از لوح و قلم است. پس از آن نور حسین را شکافت و بهشت و حور العین را خلق کرد. به خدا قسم که حسین برتر از بهشت و حور العین است. [پس از خلقت مخلوقاتش] ظلمت، مشارق و مغارب عالَم را فرا گرفت و ملائکه از آن ظلمت به خدا شکایت نمودند که آن ظلمت را بر طرف نماید. پس خدا به کلمۀ واحدی تکلم نمود و از آن کلمه، نور و روحی را خلق کرد و آن نور را به روح اضافه نمود و آن را جلوی عرشش آویزان نمود و در این هنگام، مشارق و مغارب عالَم نورانی گشت و آن نورِ فاطمۀ زهرا بود پس به همین علت زهرا نامیده شد. روضة فی فضائل أمير المؤمنين، شاذان بن جبرئیل قمی، ص۱۱۲؛ الفضائل، شاذان بن جبرئیل قمی ، ص۱۲۹؛ در النظيم، یوسف بن حاتم شامی، ص۷۶۵؛ مدينة المعاجز، علامه بحرانی، ج۳، ص۲۲۰؛ تفسیر برهان، علامه بحرانی، ج۵، ص۱۴۶؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۰، ص۴۳.
منبع اهل تسنن: دُر بحر المناقب، ابن حسنويه، ص۶۹ (به نقل از شرح إحقاق الحق، آیت الله مرعشی نجفی، ج۵، ص۲۴۹- ۲۵۰).





















