Warning: session_start(): open(/var/cpanel/php/sessions/ea-php73/sess_2f80e12a5c06248afacbe74ddb407cf1, O_RDWR) failed: No such file or directory (2) in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/wp-file-upload/wordpress_file_upload.php on line 2

Warning: session_start(): Failed to read session data: files (path: /var/cpanel/php/sessions/ea-php73) in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/wp-file-upload/wordpress_file_upload.php on line 2

Warning: session_start(): Cannot start session when headers already sent in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/ahadis/ahadis.php on line 49
فاطمه زهرا | منقبت پانزدهم: نور چشم پیامبر و ثمرۀ قلب آن حضرتبایگانی‌ها

منقبت پانزدهم: نور چشم پیامبر و ثمرۀ قلب آن حضرت

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ:‏ «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ذَاتَ‏ يَوْمٍ‏ جَالِساً إِذْ أَقْبَلَ‏ الْحَسَنُ‏ فَلَمَّا رَآهُ بَكَى ثُمَّ قَالَ: إِلَيَّ إِلَيَّ يَا بُنَيَّ فَمَا زَالَ يُدْنِيهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْأَيْمَنِ ثُمَّ أَقْبَلَ الْحُسَيْنُ فَلَمَّا رَآهُ بَكَى ثُمَّ قَالَ: إِلَيَّ إِلَيَّ يَا بُنَيَّ فَمَا زَالَ‏ يُدْنِيهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْأَيْسَرِ ثُمَّ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ فَلَمَّا رَآهَا بَكَى ثُمَّ قَالَ: إِلَيَّ إِلَيَّ يَا بُنَيَّةُ فَمَا زَالَ يُدْنِيهَا حَتَّى أَجْلَسَهَا بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ أَقْبَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَلَمَّا رَآهُ بَكَى ثُمَّ قَالَ: إِلَيَّ إِلَيَّ يَا أَخِي فَمَا زَالَ يُدْنِيهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ الْأَيْمَنِ فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا تَرَى أَحَداً مِنْ هَؤُلَاءِ إِلَّا بَكَيْتَ أَ وَ مَا فِيهِمْ مَنْ تُسَرُّ بِرُؤْيَتِهِ؟
فَقَالَ: وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ اصْطَفَانِي عَلَى جَمِيعِ الْبَرِيَّةِ إِنِّي وَ إِيَّاهُمْ لَأَكْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ نَسَمَةٌ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْهُمْ.
أَمَّا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ أَخِي وَ شَفِيقِي وَ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدِي وَ صَاحِبُ لِوَائِي فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ صَاحِبُ حَوْضِي وَ شَفَاعَتِي وَ هُوَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ قَائِدُ كُلِّ تَقِيٍّ وَ هُوَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَمَاتِي مُحِبُّهُ مُحِبِّي وَ مُبْغِضُهُ مُبْغِضِي وَ بِوَلَايَتِهِ صَارَتْ أُمَّتِي مَرْحُومَةً وَ بَعْدَ وَفَاتِي صَارَتْ بِالْمُخَالَفَةِ لَهُ مَلْعُونَةً فَإِنِّي بَكَيْتُ حِينَ أَقْبَلَ لِأَنِّي ذَكَرْتُ غَدْرَ الْأُمَّةِ بِهِ بَعْدِي حَتَّى إِنَّهُ لَيُزَالُ عَنْ مَقْعَدِي وَ قَدْ جَعَلَهُ اللَّهُ بَعْدِي لَهُ ثُمَّ لَا يَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى يُضْرَبَ عَلَى قَرْنِهِ ضَرْبَةً تُخْضَبُ مِنْهَا لِحْيَتُهُ فِي أَفْضَلِ الشُّهُورِ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ.
وَ أَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ هِيَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ وَ هِيَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ. مَتَى قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ ظَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِكَةِ السَّمَاءِ كَمَا يَظْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِكَتِهِ يَا مَلَائِكَتِي انْظُرُوا إِلَى أَمَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ إِمَائِي قَائِمَةً بَيْنَ يَدَيَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِيفَتِي وَ قَدْ أَقْبَلَتْ بِقَلْبِهَا عَلَى عِبَادَتِي أُشْهِدُكُمْ أَنِّي قَدْ آمَنْتُ شِيعَتَهَا مِنَ النَّارِ.
وَ أَنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاث فَلَا تَزَالُ بَعْدِي مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً بَاكِيَة…

ترجمه:

ابن عباس گويد: روزى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نشسته بود كه حسن(علیه السلام) آمد. پیامبر با دیدن او گريست و فرمود نزد من بیا، نزد من بیا، اى پسرم و او را به خود نزديک نمود تا بر زانوى راستش نشانيد. سپس حسين(علیه السلام) آمد و پیامبر(صلی الله علیه و آله) با دیدن او نیز گريست و فرمود: نزد من بيا، نزد من بيا، پسر جانم و او را هم نزديک نمود تا بر زانوى چپ خود نشانيد. سپس فاطمه(علیها السلام) آمد و آن حضرت(صلی الله علیه و آله) تا او را دید گریست و فرمود: نزد من بیا، نزد من بیا، دخترم و او را هم به‌خود نزديک نمود تا برابر خود نشانيد و سپس امير المؤمنين(علیه السلام) آمد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) با دیدن علی(علیه السلام) گريست و فرمود: نزد من بیا، نزد من بیا، ای برادرم و او را رسول‌اللَّه(صلی الله علیه و آله) هر كدام‏ را ديدى گريستى! آیا در ایشان کسی نیست تا از دیدنش شاد گردی؟
حضرت(صلی الله علیه و آله) فرمود: قسم به آنكه مرا به حق [به عنوانِ] نبیّ و بشارت دهنده و ترساننده بر انگيخت و بر همۀ مردم برگزيد، من و اينها گرامى‏ترين مخلوقات نزد خداییم و روى زمين كسى نيست كه نزد من محبوبتر از اينها باشد.
اما على بن ابى طالب(علیهما السلام) برادر و شفیق و صاحب امر من پس از من است. او صاحب لواء من در دنيا و آخرت و صاحب حوض من و شفاعت من است. او مولای هر مؤمن و پيشواى هر متقى است. او وصىّ و خليفۀ من بر امتم در زندگى و پس از رحلتم است. دوستش دوست من و دشمنش دشمن من است امتم به ولایت او مورد رحمت الهی قرار گرفته‌اند و به سبب مخالفت با او بعد از وفاتم از رحمت خدا دور و مورد لعن الهی قرار گرفته‌اند. زمانی که علی(علیه السلام) آمد گريستم چون يادم آمد كه پس از من امتم با او نیرنگ می‌كنند و او را از مَسندم بر می‌دارند در حالی که خدا آن را پس از من براى او مقرر كرده و سپس همواره گرفتارى كشد تا ضربتى به سرش زنند كه محاسنش از آن خضاب شود در بهترين ماه كه ماه رمضان است و در آن قرآن نازل شده براى هدايت مردم و و به عنوان گواهى بر هدایت و جدائی حق و باطل.
و اما دخترم فاطمه(علیها السلام) بانوى زنان جهانيان است از اولين و آخرين و پارۀ وجود من و نور ديده و ميوه دل و روح من است كه درون من جای دارد و او حوراء انسيه است. هر وقت در محراب خود برابر پروردگارش جل جلاله بايستد نورش به فرشتگان آسمان بتابد همانطور که نور ستارگان بر زمين بتابد و خداى عز و جل به فرشتگانش فرمايد: فرشتگانم ببينيد كنيزم فاطمه را که در برابرم ايستاده و دلش از ترسم می‌لرزد و دل به عبادتم داده است. گواه باشيد كه شيعيانش را از آتش امان دادم.
سپس پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر گاه زهرا(علیها السلام) را مشاهده مى‏كنم. آن ستم‌هايى به يادم مى‏آيد كه بعد از من در حقّ او خواهد شد. گويا مى‏بينم كه ذلّت، داخل خانۀ وى شده است. احترامش از دست رفته است و حقّش را غصب كرده‌اند و از دريافت ارث خود ممنوع شده است. پهلوى او را شكسته‌اند و جنين وى را سقط شده می‌بینم در حالی که او فرياد مى‏زند: وا محمّداه! ولى كسى به دادش نمى‏رسد. استغاثه مى‏كند ولى كسى به فريادش نخواهد رسيد. لذا بعد از من دائما محزون، غصّه‏دار و گريان خواهد بود…

منابع:

امالی، شيخ صدوق، ص۱۷۴ –  ۱۷۵؛ بشارة المصطفى، طبری، ص۳۰۵ – ۳۰۶؛ فضائل، ابن شاذان، ص۸ – ۹؛ تفسیر روض الجنان، شيخ ابوالفتوح رازی، ج۴، ص۳۱۷ – ۳۱۸ (شیخ ابو الفتوح بخشی از روایی، ج۲، ص۲۹۵؛محتضر، حسن بن سليمان حلی، ص۱۹۶ ؛ غاية المرام، علامه بحرانی، ج۱، ص۱۷۰ – ۱۷۱.

منبع اهل تسنن: فرائد السمطين، جوینی شافعی، ج‏۲، ص۳۴.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *