منقبت شصت و دوم: باز گرفتن از شیر، توأم با علم
«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ: لَمَّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مَلَكٍ فَأَنْطَقَ بِهِ لِسَانَ مُحَمَّدٍ فَسَمَّاهَا فَاطِمَةَ. ثُمَّ قَالَ: إِنِّي فَطَمْتُكِ بِالْعِلْمِ وَ فَطَمْتُكِ مِنَ الطَّمْثِ.
ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ: وَ اللَّهِ لَقَدْ فَطَمَهَا اللَّهُ بِالْعِلْمِ وَ عَنِ الطَّمْثِ فِي الْمِيثَاقِ».
ترجمه:
امام باقر(علیه السلام) فرمود: وقتی فاطمه(علیها السلام) متولد شد، خدا به فرشتهاى وحى كرد و به وسيلۀ آن مَلَک، زبان حضرت محمد را به سخن در آورد و آن حضرت، مولود را «فاطمه» ناميد. سپس [خداوند] فرمود: من تو را با دانش [از دیگر زنان یا از جهل جدا کردم] و تو را از ناپاکی جدا نمودم. سپس امام باقر(علیه السلام) فرمود: به خدا قسم، خداوند او را در ميثاق (عهد الست و عالم ذر) به علم و دانش جدا نمود و از ناپاکی بركنار داشت.
منابع:
كافی، شيخ كلينی، ج۱، ص۴۶۰؛ علل الشرائع، شيخ صدوق، ج۱، ص۱۷۹؛ كشف الغمه، إربلی، ج۲، ص۹۱؛ مختصر بصائر الدرجات، حسن بن سليمان حلی، ص۱۷۲ و ص۲۱۸؛ محتضر، حسن بن سليمان حلی، ص۲۴۲؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۱۳.
نکته:
علامه مجلسی در توضیح روایت میفرماید: «فطمتك بالعلم أي أرضعتك بالعلم حتى استغنيت و فطمت أو قطعتك عن الجهل بسبب العلم أو جعلت فطامك من اللبن مقرونا بالعلم كناية عن كونها في بدو فطرتها عالمة بالعلوم الربانية و على التقادير كان الفاعل بمعنى المفعول كالدافق بمعنى المدفوق أو يقرأ على بناء التفعيل أي جعلتك قاطعة الناس من الجهل أو المعنى لما فطمها من الجهل فهي تفطم الناس منه و الوجهان الأخيران يشكل إجراؤهما في قوله فطمتك عن الطمث إلا بتكلف بأن يجعل الطمث كناية عن الأخلاق و الأفعال الذميمة أو يقال على الثالث لما فطمتك عن الأدناس الروحانية و الجسمانية فأنت تفطم الناس عن الأدناس المعنوية.»؛ «فطمتك بالعلم»؛ يعنى از هنگام شيرخوارگى تو را با علم و دانش قرين و همراه مىدارم تا غنى شوى و يا اينكه جهل را از تو دور مىدارم تا علم جايگزين آن شود و اين كلام كنايه از آن است كه فاطمه از بدو تولّدش عالم به علوم ربّانى بوده است.
در مورد «فطمتك عن الطّمث» ممكن است كه با تكلّف بتوانيم «طمث» را كنايه از اخلاق و افعال پليد و مذموم بگيريم، يا اينكه بگوييم طمث اعم از پليديهاى روحانى و جسمانى است و از طرفى ممكن است در قرائت «فطمت» معناى مفعولى را در نظر بگيريم كه در اين صورت مفهوم آن اين خواهد بود كه رسول اكرم فرموده باشد: تو را با علم قرين و از پليدى دور داشتم و يا ممكن است بنا را بر معناى تفعيلى بگذاريم كه در اين صورت مفهوم جمله اين است كه: تو را چنان قرار دادم كه مردم را از جهل و پليديهاى روحانى و معنوى بر حذر دارى. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۱۳.





















