Warning: session_start(): open(/var/cpanel/php/sessions/ea-php73/sess_e06bccabbd04d33d34dde02393efabbd, O_RDWR) failed: No such file or directory (2) in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/wp-file-upload/wordpress_file_upload.php on line 2

Warning: session_start(): Failed to read session data: files (path: /var/cpanel/php/sessions/ea-php73) in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/wp-file-upload/wordpress_file_upload.php on line 2

Warning: session_start(): Cannot start session when headers already sent in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/ahadis/ahadis.php on line 49
فاطمه زهرا | منقبت دوازدهم: حجّت خدا در غیببایگانی‌ها

منقبت دوازدهم: حجّت خدا در غیب

«عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ آبَائِهِ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، قَالُوا: لَمَّا بَلَغَ فَاطِمَةَ إِجْمَاعُ أَبِي بَكْرٍ عَلَى مَنْعِهَا فَدَكَ، وَ انْصَرَفَ عَامِلُهَا مِنْهَا، لَاثَتْ خِمَارَهَا، ثُمَّ أَقْبَلَتْ فِي لُمَّةٍ مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا، تَطَأُ ذُيُولَهَا، مَا تَخْرِمُ مِشْيَةَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِي بَكْرٍ، وَ قَدْ حَفَّلَ حَوْلَهُ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ، فَنِيطَتْ دُونَهَا مُلَاءَةٌ، ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ لَهَا الْقَوْمُ بِالْبُكَاءِ، ثُمَّ أمْهَلَتْ حَتَّى هَدَأَتْ فَوْرَتُهُمْ، وَ سَكَنَتْ رَوْعَتُهُمْ، وَ افْتَتَحَتِ الْكَلَامَ، فَقَالَتْ: … فَاحْمَدُوا اللَّهَ الَّذِي‏ بِعَظَمَتِهِ وَ نُورِهِ ابْتَغَى مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ، فَنَحْنُ وَسِيلَتُهُ‏ فِي‏ خَلْقِهِ‏، وَ نَحْنُ آلُ رَسُولِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّةُ غَيْبِهِ [حُجَّتُهُ فِي غَيْبِهِ]، وَ نَحنُ خَاصَّتُه، وَ مَحَلُّ قُدسِه، وَ وَرَثَةُ أَنْبِيَائِهِ». ثُمَّ قَالَتْ: «أَنَا فَاطِمَةُ وَ أَبِي مُحَمَّد [ابنَةُ مُحَمَّد]…»

ترجمه:

زید بن علی از آباء طاهرینش(علیهم السلام) روایت می نماید: هنگامی که به حضرت زهرا(علیها السلام) خبر رسید که ابوبکر او را از فدک منع کرده [و آن را غصب نموده است] و عامل آن حضرت از فدک بیرون شده چادر خویش را بر سر کرد و با جمعی از زنان قومش حرکت کرد – در حالی که چادر آن حضرت بر زمین کشیده می‌شد و همانند رسول خدا(صلب الله علیه و آله) گام بر می‌داشتند- تا بر ابوبکر وارد شدند و اطراف او را مهاجرین و انصار گرفته بودند. پارچه‌ای در مقابل حضرت کشیده شد و آن بانو ناله‌ای کردند که همۀ آن گروه به گریه افتادند. پس اندکی درنگ فرمود تا صدای جوشش جمعیت، خاموش شد و اضطرابشان آرام گشت.
آنگاه کلام را آغاز نمود و فرمود: …سپاسگزار باشید خدایی را که به عظمت و نورش، اهل آسمانها و زمین، وسیله‌ای به سوی او طلب کردند و ما وسیلۀ خدا در مخلوقاتش و آل رسول و حجّت خدا برای غیبش هستیم و ما خاصّان خدا و محل قُدس او و وارثان انبیائیم. سپس فرمود: من فاطمه دختر محمد(صلی الله علیه و آله) هستم…

منابع:

دلائل الامامة، طبری شيعی، ص۱۱۱- ۱۱۳؛ شرح نهج البلاغة، ابن ميثم بحرانی، ج۵، ص۱۰۵.

منابع اهل تسنن: ی، ص۱۰۰؛ شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحديد، ج۱۶، ص۲۱۱(ابن ابی الحدید به این طریق نیز  آورده: عن جابر الجعفي عن أبي جعفر محمد بن علي).

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *