منقبت بیست و پنجم: احترام متقابل از پیغمبرخدا و حضرت زهرا
عَنْ عَائِشَةَ أَنَّهَا قَالَتْ: «كَانَتْ [فاطمةُ] إِذَا دَخَلَتْ عَلَيْهِ [صلی الله علیه و آله] رَحَّبَ بِهَا وَ قَامَ إِلَيْهَا فَأَخَذَ بِيَدِهَا فَقَبَّلَهَا وَ أَجْلَسَهَا فِي مَجْلِسِهِ وَ كَانَ إِذَا دَخَلَ عَلَيْهَا رَحَّبَتْ بِهِ وَ قَامَتْ إِلَيْهِ فَأَخَذَتْ بِيَدِهِ فَقَبَّلَتْهُ وَ أَجْلَسَتْهُ فِي مَجْلِسِهَا».
ترجمه:
از عایشه چنین نقل شده است که: هرگاه فاطمه(علیهاالسلام) به حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) مىآمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را خوش آمد میگفت و [به احترام او] میایستاد و به سوی آن حضرت(علیهاالسلام) میرفت و دستان او را میگرفت و او را میبوسید و او را در جاى خود مىنشانيد و هرگاه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نزد فاطمه(علیهاالسلام) مىرفت، حضرت فاطمه(علیهاالسلام) به پدر، خوش آمد میگفت و بر میخاست و به سوی ایشان میرفت و دست حضرت را میگرفت و او را مىبوسيد و در جای خود مینشانید.
منابع:
أمالی، شيخ طوسی، ص۴۰۰؛ بشارة المصطفى، طبری، ص۳۸۹؛ حلية الأبرار، علامه بحرانی، ج۱، ص۱۸۸:(با کمی اختلاف)؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۵.
منابع اهل تسنن: سنن أبی داود، ابن الأشعث سجستانی، ج۲، ص۵۲۲؛ سنن الكبرى، نسائی، ج۵، ص۳۹۲؛ مستدرک، حاكم نيشابوری، ج۳، ص۱۵۴ (حاکم گوید: هذا حديث صحيح على شرط الشيخين و لم يخرجا.) و (تعليق الذهبي في التلخیص : بل صحيح)؛ سنن الكبرى، بيهقی، ج۷، ص۱۰۱؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۹۳؛ ينابيع الموده، قندوزی، ج۲، ص۵۵.
همچنین: رَوَوْا عَنْ عَائِشَةَ: «أَنَّ فَاطِمَةَ كَانَتْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ قَامَ لَهَا مِنْ مَجْلِسِهِ وَ قَبَّلَ رَأْسَهَا وَ أَجْلَسَهَا مَجْلِسَهُ وَ إِذَا جَاءَ إِلَيْهَا لَقِيَتْهُ وَ قَبَّلَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا صَاحِبَهُ وَ جَلَسَا مَعاً.» از عايشه روايت كردهاند كه گفت: هر گاه فاطمه نزد پيامبر مىآمد پيامبر از جاى خود بر میخاست و سر فاطمه را مىبوسيد و او را در جاى خود مىنشانيد و هر گاه رسول خدا نزد فاطمه مىرفت و فاطمه آن حضرت را ملاقات میكرد یکديگر را مىبوسيدند و با یکديگر مىنشستند. إعلام الورى، شيخ طبرسی، ج۱، ص۲۹۶؛ مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۱۳؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۴۰.
و همچنین: أَبُو ثَعْلَبَةَ الْخُشَّنِيُّ قَالَ: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ إِذَا قَدِمَ مِنْ سَفَرِهِ يَدْخُلُ عَلَى فَاطِمَةَ فَدَخَلَ عَلَيْهَا فَقَامَتْ إِلَيْهِ وَ اعْتَنَقَتْهُ وَ قَبَّلَتْ بَيْنَ عَيْنَيْهِ.»؛ ابو ثعلبه خُشنى گويد: هر گاه رسول خدا از مسافرتى بازمىگشت [ابتدا] به نزد [دخترش] فاطمه مىرفت، پیامبر وارد مىشد و فاطمه بر مىخاست و به سوی آن حضرت میرفت معانقه مىكرد و ميان دو چشم ایشان را مىبوسيد. مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۱۲؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۴۰.
و همچنین: «عَنْ عَائِشَة و عِكْرِمَة: كَانَ [إنّ] النَّبِيُّ [رسول اللّٰه] صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا قدم مِنْ مَغَازِيهِ قَبَّلَ فَاطِمَةَ»؛ عايشه و عکرمه گويند: هر گاه رسول خدا از غزواتش باز مىگشت به ديدن فاطمه مىآمد و او را مىبوسيد. مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۱۲؛ بحار الأنوار، ج۳۷، ص۷۰.
منابع اهل تسنن: مصنف، ابن أبی شيبة كوفی، ج۳، ص۴۶۰؛ ذخائر العقبى، محب طبری، ص۳۶ (طبری، با این اختلاف نقل کرده: إنّ النبي كان إذا جاء من مغزاه قبّل فاطمة)؛ ينابيع المودة، قندوزی، ج۲، ص۱۳۱ (عبارت قندوزی: إن النبي صلى اللّٰه عليه و آله و سلم كان إذا جاء من سفر قبّل فاطمة).
و همچنین: «كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا رَجَعَ مِنْ مَغَازِيهِ بَدَأَ بِفَاطِمَةَ فَقَبَّلَها» مناقب امام أميرالمؤمنين، محمد بن سليمان كوفی، ج۲، ص۱۹۶.
و به همین مضمون در منابع اهل تسنن: آحاد و مثانی، ضحاک، ج۵، ص۳۵۹؛ صحيح ابن حبان، ج۲، ص۴۷۰؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۹۶؛ نظم درر السمطين، زرندی، ص۱۷۷ ؛ موارد الظمآن، هيثمی، ج۸، ص۲۳۱ و ص۲۳۳.





















