ترجمه:
امام حسن عسکری(علیه السلام) فرمود: دو زن خصومت خود را نزد حضرت فاطمه(علیه السلام) بردند. آن دو در مسألهاى از امر دین با هم اختلاف داشتند. یکی معاند بود و دیگری مؤمن. آن حضرت(علیه السلام) بر آن زن مؤمن [راه اقامه] دليل و برهانش را گشود و او بر زن معاند غالب گشت و به همین دلیل بسیار خوشحالی نمود.
منابع:
تفسير امام حسن عسكری، ص۳۴۶؛ احتجاج، شيخ طبرسی، ج۱، ص۱۱؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۲، ص۸.
ترجمه:
زنی خدمت حضرت زهرا(علیهاالسلام) شرفياب شد و عرضه داشت: مادری دارم ضعیف و رنجور که در امر نمازش مطلبی بر او مشتبه شده است. مرا نزد شما فرستاد تا پاسخ را از شما دريافت کنم. فاطمۀ زهرا(علیهاالسلام) پرسش او را پاسخ دادند؛ آن زن پرسش ديگری را مطرح نمود و حضرت پاسخ گفتند و بدين منوال پرسش سوم، چهارم، تا دهم را با حضرت در ميان نهاد و حضرت به تمامی آنها پاسخ دادند. آن زن به سبب کثرت سؤال، شرمنده گرديد و گفت: ای دختر فرستادۀ خدا، زحمت بر شما نباشم.
فاطمۀ زهرا(علیهاالسلام) فرمود: هر سؤالی به ذهنت میرسد در ميان بگذار [و از بازگو کردن آن شرمگين مباش]. به من بگو اگر کسی در مدت يک روز، اجیر شود که بار گران و سنگينی را بر دوش بکشد و آن را به بالای بام خانهای رساند و در برابر آن پاداشی معادل با صد هزار دينار زر ستاند آيا بر او ثقیل و سنگین است؟
آن زن عرضه داشت: خير. حضرت(علیهاالسلام) فرمود: من هم اجیر شده ام و اُجرت من در برابر پاسخ به هر سؤال، فزونتر است از این که ما بین ثری تا عرش پر از مروارید باشد پس سزاوارتر است که اين بار بر من سنگينی ننمايد!
شنيدم که پدرم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میفرمود: عالمان از شيعيان ما [در روز رستاخيز] در حالی که محشور میشوند به ميزان وفور دانش و تلاششان در ارشاد بندگان خدا بر آنها لباس کرامت پوشانيده میشود تا این اندازه که بر قامت يکی از آنان هزار هزار خلعت از نور پوشانده میشود.
آنگاه منادی پروردگارمان ندا میکند: ای کسانی که سرپرستی يتيمان آلمحمد را به عهده گرفتيد و آنها را [از زمین] بلند کردید در زمانی که از پدران خويش – که امامانشان باشند- دور ابودند! اينان شاگردان شما هستند. همان یتیمانی که سرپرستيشان را بر عهده گرفتيد و آنان را بلند نموديد. بر آنان خلعت دهید آنگونه که آنان را در دنيا با خلعت علوم پوشاندید. پس بر هر یک از آن ایتام به قدر علومی که آن ایتام از ایشان گرفتهاند خلعت میدهند حتی در آن ایتام کسی یافت میشود که صد هزار جامه بر اندامش پوشانده میشود و همين شاگردان به نوبۀ خود بر قامت شاگردانشان جامههای نورانی میپوشانند.
آنگاه خداوند میفرمايد: بر قامت علمایی که سرپرستی يتیمان آلمحمد را بر دوش داشتند دوباره از اين خلعتها بپوشانيد تا این که خلعتهایشان را کامل و دو برابر نماييد. پس خداوند قبل از این که بر شاگردانشان خلعت دهندنعمت را بر آنها تمام میسازد و دوچندان میکند و آنهایی که در مرتبهشان هستند نیز به قدر مرتبهشان خلعت میگیرند.
آنگاه حضرت زهرا(علیهاالسلام) فرمودند: ای بنده خدا، یک تار از آن جامهها از تمامی آنچه آفتاب بر آن تابيده است هزار هزار بار با ارزشتر است.
منابع:
تفسير امام حسن عسكری ، ص۳۴۰؛ منیة المرید، شهید ثانی، ص۱۱۵؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۲، ص۳.
ترجمه:
روزی حضرت خديجه(علیهاالسلام) نماز میخواند خواست در رکعت سوم سلام دهد، فاطمه(علیهاالسلام) از شکم وی ندا داد: برخيز ای مادر تو در رکعت سوم هستی.
منابع:
مناقب الطاهرين، عماد طبرى ،ج۱، ص۲۸۰.
همچنین: رُوِيَ أَنَّ خَدِيجَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا لَمَّا حَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ كَانَتْ تَسْمَعُ مِنْهَا فِي بَطْنِهَا التَّسْبِيحَ وَ التَّحْمِيدَ وَ التَّهْلِيلَ. ثُمَّ كَانَتْ تَعْلَمُ أُمَّهَا أَحْكَامَ دِينِهَا وَ هِيَ فِي جَوْفِهَا؛ روایت شده که حضرت خدیجه هنگامی که به حضرت زهرا باردار بودند از شکم خویش صدای تسبیح و تحمید و تهلیل میشنیدند و حضرت زهرا احکام دین را در حالی که در شکم مادر بودند به مادر خویش تعلیم میدادند. مجمع النورین، مرندی، ص۵۰.
]]>