ترجمه:
سلیمان بن محمد با سند از ابن عباس روایت کرده است که گفت: شنیدم از امیرمؤمنان على(علیه السلام) كه فرمود:
روزى پيامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) نزد حضرت زهرا(علیها السلام) رفت و آن بانو را محزون يافت. به فاطمه(علیها السلام) فرمود: دختر عزيز من! سبب غم و اندوه تو چيست؟ فاطمه(علیها السلام) گفت: پدر جان! محشر و ایستادن مردم در حال برهنگى به خاطرم آمد.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: دخترم! آن روز، روز بسيار بزرگى است؛ ولى جبرئيل از طرف خداوند به من خبر داد که: اوّل كسى كه زمين از او شکافته شود من هستم، بعد از من پدرم ابراهيم خليل، بعد از او شوهر تو على بن ابى طالب(علیها السلام). آنگاه خداوند جبرئيل را با هفتاد هزار ملک به سوی تو خواهد فرستاد و او بر قبر تو هفت قبه از نور نصب خواهد کرد. سپس اسرافيل سه حله از نور براى تو مىآورد و نزد سر تو مىایستد و صدا مىزند: اى فاطمه دختر محمّد(صلی الله علیه و آله) بایست و بيا به سوی محشرت. پس تو مىایستى در حالی كه از خوف آن روز در امانى و بدنت پوشيده است و اسرافيل آن حلهها را به تو مىدهد و تو آنها را مىپوشى. آنگاه ملكى كه او را زوقائيل مىگويند ناقهاى از نور براى تو مىآورد كه مهار آن از مرواريد تر است و كجاوهاى از طلا بر پشت آن نصب شده است. تو بر آن ناقه سوار مىشوى و زوقائيل در حالى كه در پيش تو هفتاد هزار ملک هستند و علمهاى تسبيح در دست دارند مهار آن را میکشد.
هنگامى كه با سرعت در حال حركتى هفتاد هزار حور [العین] به استقبال تو مىآيند. آنها از نظر كردن به تو خوشحال مىشوند، هر یک از آنان مجمرهای از نور – بدون آتش- در كف دارند كه بوی عود از آن ساطع است. و تاجى از گوهر مرصّع به زبرجد سبز بر سر دارد. آنان در طرف راست تو حرکت میکنند و چون طى كنى مقدارى از مسیر را به همان اندازهای که از قبرت تا جایی که حور العین به دیدارت آمدند سیر کردی مريم دختر عمران با همان تعداد حوريه که همراه توست به استقبال تو مىآيند. او بر تو سلام مىكند و با آنها که همراهش هستند از طرف چپ تو حرکت مینماید.
آنگاه مادرت خديجه دختر خويلد -كه اوّل زنى است كه به خداوند و رسول او ايمان آورده است- همراه با هفتاد هزار ملک كه علمهاى تكبير در دست دارند به استقبال تو مىآيند. وقتی نزدیک محشر رسيدى، حوّا با هفتاد هزار حور [العین] همراه با آسيه دختر مزاحم [زن فرعون] به استقبال تو خواهند آمد و او و هر که همراهش است با تو حركت مىنمايند. هنگامى كه وسط صحراى محشر قرار گرفتى – که خداوند خلائق را در یک زمین جمع میکند و قدمهایشان [که همه بر یک زمین قرار میگیرد] را یکسان مینماید- منادیى از زير عرش ندا مىدهد كه خلايق عموما مىشنوند. او مىگويد: چشمان خود را ببنديد تا فاطمۀ صدیقه دختر محمّد(صلی الله علیه و آله) و آنها كه با او هستند عبور نمايند! در آن روز غير از ابراهيم خلیل الرحمان و على بن ابى طالب(علیهما السلام) كسى به تو نظر نمیکند و آدم، حوّا را طلب مىكند و او را با مادرت خديجه(علیها السلام) مقابل تو مىبيند.
آنگاه منبرى از نور براى تو نصب مىشود كه هفت پله دارد؛ میان هر دو پله صفهايى از ملائكه – که علمهايى از نور در دست دارند- ايستادهاند و حوريهها در طرف راست و چپ منبر صف مىكشند. نزديكترين زنان از طرف چپ به تو حوا و آسيه خواهند بود. هنگامى كه بر فراز منبر روى، جبرئيل نزد تو مىآيد و به تو مىگويد: اى فاطمه! حاجت خويشتن را بخواه!
تو خواهى گفت: پروردگارا! حسن و حسين را به من نشان بده! حسنين در حالى نزد تو مىآيند كه خون از رگهاى حسين فرو مىريزد و مىگويد:
بار خدايا! امروز حق مرا از آن افرادى كه به من ظلم و ستم كردند بگير. در همين زمان است كه [پروردگار] جلیل به غضب مىآيد و براى غضب او جهنّم و تمام ملائک غضب مىکنند. جهنّم در آن هنگام زبانه مىكشد [و صدایش شنیده میشود] آنگاه فوجی از آتش بیرون میآید و قاتلين حسين(علیه السلام) را با فرزندان و فرزندان فرزندان آنان مىربايد. ايشان مىگويند: پروردگارا! ما كه در زمان قتل حسين(علیه السلام) حاضر نبوديم! خداوند به زبانیه جهنم [ملائکه موکل بر آن] دستور مىدهد: آنها را به سیمایشان -كه چشمشان كبود و صورتشان سياه است- بگيريد! موهاى جلوى سر ايشان را بگيريد و در پايينترین طبقه جهنّم بيفكنيد! زيرا سختگيرى ايشان بر دوستان حسين(علیه السلام) از پدرانشان -که باحسين(علیه السلام) محاربه کردند و او را کشتند- بیشتر بوده است.
جبرئيل مىگويد: ای فاطمه! حاجت خود را بخواه!
تو مىگويى: پروردگارا! شيعيانم [را مىخواهم]. خداوند عزیز و جلیل مىفرمايد: من [گناه] آنان را آمرزيدم. تو مىگويى: بار خدايا! شيعيان فرزندانم.
خداوند میفرماید: آنان را آمرزیدم. تو میگویی: پروردگارا! شیعیان شیعیانم [را مىخواهم].
خداوند مىفرمايد: آسوده باش که هر كدام از آنان دست به دامن تو شود، در بهشت کنار تو خواهد بود. در آن هنگام عموم خلايق آرزو مىكنند كاش فاطمی [از شيعيان و دوستان فاطمه(علیها السلام)] بودند! آنگاه تو با شيعيانت و شیعیان فرزندانت و شيعيان امیر المؤمنین حركت مىكنی در حالى كه خوف آنان برطرف شده، عورتهاى ايشان پوشيده شده، سختىها از ايشان رفته و مکانهای ورود برایشان آسان گشته است. عموم مردم ترسان و تشنهاند اما ایشان ترس و تشنگی ندارند.
زمانی كه به درب بهشت مىرسى دوازده هزار حوريه به استقبال تو مىشتابند -آن حوريهها قبل از تو از كسى استقبال ننمودهاند و بعد از تو از کسی استقبال ننمایند- مشعلهایی از نور در دست دارند، و بر ناقههايى از نور سوارند كه جهاز آنها از طلاى زرد و ياقوت است. مهار آنها از مرواريد تر است، بر هر ناقهاى یک بالش از سندس [دیبای نازکِ] روی هم چیده شده است. هرگاه وارد بهشت شوى اهل بهشت يكديگر را به [قدومِ] تو بشارت مىدهند و براى شيعيان تو سفرههايى از گوهر بر فراز ستونهايى از نور نصب مىنمايند. آنان از آن سفرهها غذا مىخورند در حالى كه مردم مشغول حسابند و شیعیان در آنچه دلشان بخواهد جاودانند.
زمانی که اولیاء خدا در بهشت مستقر گردند عموم پيامبران -آدم و بعد از او- به زيارت تو مىآيند. و همانا در وسط فردوس دو لؤلؤ هست كه از یک ریشهاند، يكى از آنها سفيد و ديگرى زرد رنگ است. در هر یک از آن دو قصرها و خانه ها و در هر قصرى هفتاد هزار خانه است. آن مروارید سفيد منزل ما و شيعيان ماست و آن مروارید زرد، منزل ابراهيم و آل ابراهيم است.
فاطمه(علیها السلام) گفت: پدر جان! من دوست ندارم این روزِ تو را ببينم و بعد از تو زنده بمانم. پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ای دخترم! جبرئيل از طرف خداوند به من خبر داد: اوّل كسى كه از اهل بيت من به من ملحق مىشود تو خواهى بود. تمامی ویل [که چاهی در دوزخ است] برای كسى كه به تو ظلم كند و رستگارى عظیم از آن شخصى است كه تو را يارى نمايد.
منابع:
تفسير فرات، فرات بن ابراهيم كوفی، ص۴۴۴ و ۴۴۶؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۸، ص۵۳ – ۵۵.
ترجمه:
امام رضا(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چنین روایت فرمود: دخترم فاطمه(علیها السلام) روز قیامت در حالى وارد صحراى محشر مىشود كه لباسهايى غرقه به خونِ [سید الشهدا(علیه السلام)] همراه خود دارد. پايهای از پایههای عرش را مىگيرد و مىگويد: ای خدای احکم الحاکمین! بين من و قاتل فرزندم حكم کن… قسم به خدای كعبه [آن روز پروردگار عادل] به نفع دخترم قضاوت خواهد كرد.
منابع:
مسند زيد بن علی%، زيد بن علی%، ص۴۶۰؛ عيون أخبار الرضا%، شيخ صدوق، ج۲، ص۱۱؛ كشف الغمة، إربلی، ج۳، ص۶۲؛ المنتخب، طریحی، ص۱۷؛ حدائق الوردیة، محلی، ج۱، ص۲۰۳؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۳۷، ص۷۰ و ج۳۷، ص۹۵ و ج۴۳، ص۲۲۰.
منابع اهل تسنن: مناقب علی بن أبی طالب%، ابن مغازلی، ص۲۹۴؛ مناقب آل محمد، عبد الواحد موصلی، ص۲۱۷؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۹۰؛ جواهر العقدین، سمهودی، ج۳، ص۳۸۹؛ فرائد السمطین، جوینی، ج۲، ص۲۲۵؛ ینابیع الموده، قندوزی، ج۲، ص۳۲۳ و ج۳، ص۴۶.
همچنین: امام رضا از اجداد طاهرینش از امیرمؤمنان از رسول خدا روايت نموده است: «تُحْشَرُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَعَهَا ثِيَابٌ مَصْبُوغَةٌ بِالدَّمِ فَتَعَلَّقُ [بِدَمٍ فَتَتَعَلَّقُ] بِقَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ فَتَقُولُ: يَا عَدْلُ [يَا حَكِيمُ] احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَاتِلِ وُلْدِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: فَيَحْكُمُ اللَّهُ تَعَالَى لِابْنَتِي وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَغْضَبُ بِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا» روز قيامت دخترم فاطمه در حالى محشور مىشود كه لباسهاى خون آلودى با وى خواهد بود. آنگاه يكى از پايههاى عرش را مىگيرد و مىگويد: اى خداى عادل! بين من و قاتل فرزندانم حكم كن! پيامبر اكرم فرمود: به حق خداى كعبه سوگند كه خداوند براى دخترم قضاوت مىكند، و خداوند براى غضب فاطمه غضب مىنمايد و با رضايت او راضى میگردد. عيون أخبار الرضا شيخ صدوق، ج۲، ص۲۹؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۲۰.
و همچنین: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ:«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِينَ وَ الآخِرِينَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ ثُمَّ أَمَرَ مُنَادِياً فَنَادَى غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ نَكِّسُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ ابْنَةُ مُحَمَّدٍ الصِّرَاطَ قَالَ فَتَغُضُّ الْخَلَائِقُ أَبْصَارَهُمْ فَتَأْتِي فَاطِمَةُ عَلَى نَجِيبٍ مِنْ نُجُبِ الْجَنَّةِ يُشَيِّعُهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ فَتَقِفُ مَوْقِفاً شَرِيفاً مِنْ مَوَاقِفِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تَنْزِلُ عَنْ نَجِيبِهَا فَتَأْخُذُ قَمِيصَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ بِيَدِهَا مُضَمَّخاً بِدَمِهِ وَ تَقُولُ يَا رَبِّ هَذَا قَمِيصُ وَلَدِي وَ قَدْ عَلِمْتَ مَا صُنِعَ بِهِ فَيَأْتِيهَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَا فَاطِمَةُ لَكِ عِنْدِي الرِّضَا فَتَقُولُ يَا رَبِّ انْتَصِرْ لِي مِنْ قَاتِلِهِ فَيَأْمُرُ اللَّهُ تَعَالَى عُنُقاً مِنَ النَّارِ فَتَخْرُجُ مِنْ جَهَنَّمَ فَتَلْتَقِطُ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ كَمَا يَلْتَقِطُ الطَّيْرُ الْحَبَّ ثُمَّ يَعُودُ الْعُنُقُ بِهِمْ إِلَى النَّارِ فَيُعَذَّبُونَ فِيهَا بِأَنْوَاعِ الْعَذَابِ ثُمَّ تَرْكَبُ فَاطِمَةُ نَجِيبَهَا حَتَّى تَدْخُلَ الْجَنَّةَ وَ مَعَهَا الْمَلَائِكَةُ الْمُشَيِّعُونَ لَهَا وَ ذُرِّيَّتُهَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ النَّاسِ عَنْ يَمِينِهَا وَ شِمَالِهَا»؛ حضرت امام صادق فرمود: هنگامى كه روز قيامت شود خداى توانا خلق اولين و آخرين را در يک زمين جمع میكند. آنگاه منادى ندا مینمايد: چشمان خود را ببنديد و سرهاى خود را به زير افكنيد تا فاطمه دختر حضرت محمّد عبور كند. مردم چشمان خود را میبندند و حضرت فاطمه در حالى كه بر يكى از ناقههاى بهشتى سوار است مىآيد و تعداد هفتاد هزار ملک آن بانوى با عظمت را مشايعت مینمايند. آنگاه آن حضرت در يكى از مكان هاى شريف قيامت توقف میكند و پيراهن امام حسين را به دست میگيرد در حالی که به خون آغشته است و میگويد: بار خدايا، اين پيراهن فرزند من حسين است، تو میدانى با او چه کردند. بعد از اين جريان از طرف خدا خطاب میرسد: رضای من از آن توست. حضرت زهرا خواهد گفت: پروردگارا انتقام مرا از قاتلين فرزندم بگير. خداى قهار دستور میدهد: هیمنهای از آتش جهنم بيرون میآيد و كشندگان امام حسين را نظير مرغى كه دانه برچيند از صحراى محشر میربايد و به طرف دوزخ بازمیگردد و آنان را دچار انواع عذاب مینمايد. سپس فاطمه بر ناقۀ خويش سوار میشود و داخل بهشت میگردد. ملائكهاى كه آن حضرت را مشايعت میكردند و فرزندان بزرگوار حضرت زهرا نزد آن بانو خواهند بود و دوستان ايشان طرف راست و چپ حضرت زهرا قرار میگيرند. امالی، شیخ مفید، ص۱۳۰؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۲۴.
و همچنین: پیامبر فرمودند: «تُحْشَرُ فَاطِمَةُ وَ تُخْلَعُ عَلَيْهَا الْحُلَلُ وَ هِيَ آخِذَةٌ بِقَمِيصِ الْحُسَيْنِ مُلَطَّخٌ بِالدَّمِ وَ قَدْ تَعَلَّقَتْ بِقَائِمِ الْعَرْشِ تَقُولُ رَبِّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَاتِلِ وَلَدِيَ الْحُسَيْن»؛ دخترم فاطمه محشور میشود در حالی که خلعتهای بهشتی بر ایشان پوشانده شده و پیراهن آغشته به خون حسین را به قائمۀ عرش میآویزد و عرض میکند بارالها حکم فرما بین من و بین قاتل فرزندم حسین. مناقب آل ابیطالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۰۸؛ تسلیة المجالس، محمدبن ابیطالب، ج۱، ص۶۰.
و همچنین: صاحب حاويه گويد كه فاطمه عليها السّلام روز قيامت به عرصۀ قيامت درآيد جامۀ سبز بر دستى و جامۀ سرخ بر دستى، فرياد برآورد كه: «رب أحكم بينى و بين قاتل ولدى»؛ يعنى حكم كن ميان من و كشندگان فرزند من كه ايشان را به چه حجت كشتند يكى را به زهر و ديگرى را به شمشير. بدين عبارت: إن فاطمة تجيء يوم القيمة بيدها قميص أخضر، و بأخرى قميص أحمر، فتقول يا رب انتصف من قتلة ولدى، لم سم أحدهما و ذبح الآخر فيحكم اللّه لها أولا يعنى الحسن عليه السّلام من معاوية و ثانيا من يزيد لعنه اللّه . کامل بهائی، عماد الدین طبری، ص۵۱۸.
و همچنین: ذکر صاحب اللطائف: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ تَجِيءُ فَاطِمَة وَ بِيَدِهَا الْيُمْنَى الْحَسَن وَ بِيَدِهَا الْيُسْرَى الْحُسَيْن وَ عَلَى كَتِفِهَا الْأَيْمَنِ قَمِيص الْحَسَنِ مُلَطَّخٌ بِالسَّمِّ وَ عَلَى الْأَيْسَرِ قَمِيص الْحُسَيْنِ مُلَطَّخٌ بِالدَّمِ فَتُنَادِي وَ تَقُولُ رَبِّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَاتِلِي وُلْدِي فَيَأْمُرُ اللَّه الزَّبَانِيَة فَيَقُول لَهُم: (خُذُوهُ فَغُلُّوهُ)، (وَ سَيَعْلَمُ اَلَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ). شرح احقاق الحق، مرعشی نجفی، ج۲۶، ص۳۰۴، (به نقل از کتاب تبر المذاب).
و همچنین: قال سليمان بن يسار هلالی: وجد حجر مكتوب علیه:
|
لا بد أن ترد القيامة فاطم |
و قميصها بدم الحسين ملطخ |
|
|
ويل لمن شفعاؤه خصماؤه |
و الصور في نشر الخلائق ينفخ |
ترجمه: سلیمان بن یسار گوید سنگی یافتند که بر آن نوشته بود: البتّه روز قيامت فاطمه بيايد و پيراهنش آغشته به خون حسين باشد. واى بر كسى كه شفیعان [روز قیامت] دشمن او باشند، در وقتى كه صور قيامت دميده شود.
منابع اهل تسنن: تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی، ج۲، ص۲۳۵؛ جواهر العقدین، سمهودی، ج۳، ص۳۸۸؛ نظم درر السمطین، زرندی حنفی، ص۲۱۹؛ ینابیع المودة، قندوزی، ج۳، ص۴۶.
ترجمه:
امام رضا(علیه السلام) از اجداد طاهرینش از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت كرده كه فرمود: دخترم فاطمه(علیها السلام) محشور گردد در حالى كه حلّۀ كرامت – كه به آب حيات مخلوط شده- در بر دارد، و تمام خلايق به آن نظر كنند و از آن تعجّب نمايند. سپس هزار حلّه از حلّههاى بهشتى برتن او پوشانده شود كه بر هر يک با خطّ سبز نوشته شده است: دختر محمّد را داخل بهشت گردانيد به زیباترین صورت و با بالاترین کرامت و نیکوترین منظر. هفتاد هزار كنيز موكّل او گردند و او را مانند یک عروس به سوى بهشت بدرقه كنند.
منابع:
عيون أخبار الرضا، شيخ صدوق، ج۲، ص۳۳؛ دلائل الامامة، طبری، ص۱۵۵؛ در النظيم، یوسف بن حاتم شامی، ص۴۶۱؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۲۱.
منابع اهل تسنن: مناقب علی بن أبی طالب، ابن مغازلی، ص۲۹۵؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۹۰؛ و با اختلاف کم در این منابع: تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج۱۳، ص۳۳۴؛ فرائد السمطین، جوینی، ج۲، ص۶۴.
همچنین: «أَنْبَأَنَا دَاوُدُ بْنُ سُلَيْمَانَ الْقَارِي أَنْبَأَنَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا أَنْبَأَنَا أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ اخبرنا أَبِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ أَنْبَأَنَا أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : تُحْشَرُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ [يَوْمَ القِيَامَة] وَ عَلَيْهَا حُلَّةُ [الْكَرَامَةِ و] قَدْ عُجِنَتْ بِمَاءِ الْحَيَوَانِ فَيَنْظُرُ الْخَلَائِقُ إِلَيْهَا فَيَتَعَجَّبُونَ مِنْهَا [ثُمَّ] تُكْسَى أَيْضاً أَلْفَ حُلَّةٍ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ مَكْتُوبٌ عَلَى كُلِّ حُلَّةٍ مِنْهَا بِخَطٍّ أَخْضَرَ أدْخِلُوا ابْنَةَ نَبِيِّي الْجَنَّةَ عَلَى أَحْسَنِ صُورَةٍ وَ أَحْسَنِ الْكَرَامَةِ وَ أَحْسَنِ الْمَنْظَرِ فَتُزَفُّ كَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ و تَتَوَّجُ بِتَاجِ الْعِزِّ وَ يَكُونُ مَعَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ جَارِيَةٍ فِي يَدِ كُلِّ جَارِيَةٍ مِنْدِيلٌ مِنْ إِسْتَبْرَق وَ قَدْ زُيِّنَ لَهَا تِلْكَ الْجَوَارِي مُنْذُ خَلَقَهُنَّ اللَّهُ [مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ الدُّنْيَا]» داود بن سلیمان قاری روایت کرد از امام رضا از اجداد طاهرینش از علی بن ابی طالب از رسول خدا كه آن حضرت فرمود: دخترم فاطمه محشور گردد در حالى كه حلّه كرامت -كه به آب حيات مخلوط شده- در بر دارد، و تمام خلايق به آن نظر كنند و از آن تعجّب نمايند. سپس بر او از حلّههاى بهشتى هزار حلّه پوشانده شود كه بر هر يک با خطّ سبز نوشته شده است: فاطمه دختر نبیم را با نيكوترين صورت و بهترين كرامت و نیکوترین منظر وارد بهشت كنيد. پس در اين حال به مانند عروسى به سوى بهشت روان مىشود و تاج عزّت بر سر دارد و هفتاد هزار كنيز همراه وى هستند و در دست هر کنیز پارچهای از ابریشم است و اين كنيزان را خداوند برای او زینت کرده از هنگامى كه آنها را آفريده است.تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج۱۳، ص۳۳۴. و با اختلاف کم در این منابع: مناقب علی بن أبی طالب، ابن مغازلی، ص۲۹۵؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۹۰؛ فرائد السمطین، جوینی، ج۲، ص۶۴.
و با اختلاف کم در منابع شیعه: عيون أخبار الرضا، شيخ صدوق، ج۲، ص۳۳؛ دلائل الإمامة، طبری، ص۱۵۵؛ در النظيم، یوسف بن حاتم شامی، ص۴۶۱؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۲۱.