ترجمه:
امام باقر(علیه السلام) به محمد بن مروان فرمودند: آيا تفسير «حىّ على خير العمل» را مىدانى؟ راوى مىگويد: عرضه داشتم: خير.
حضرت(علیه السلام) فرمود: [مؤذّن] تو را به خوبى و نيكى دعوت كرد، آيا مىدانى به نيكى و خوبى چه كسى؟ عرضه داشتم: خير.
حضرت فرمود: تو را به نيكى به فاطمه و فرزندانش دعوت كرد.
منابع:
علل الشرائع، شيخ صدوق، ج۲، ص۳۶۸؛ معانی الأخبار، شيخ صدوق، ص۴۲؛ فلاح السائل، سيد ابن طاووس، ص۱۵۰؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۸۱، ص۱۴۱.
همچنین: إنَّ الصَّادِقَ سُئِلَ عَنْ مَعْنَى حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ فَقَالَ: «خَيْرُ الْعَمَلِ الْوَلَايَةُ» وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ: «خَيْرُ الْعَمَلِ بِرُّ فَاطِمَةَ وَ وُلْدِهَا.»؛ شخصى از حضرت امام صادقعلیه السلام معناى «حىّ على خير العمل» را پرسيد، حضرت فرمود: بهترين عمل، ولايت ائمّه است. در روایت ديگر وارد شده است كه فرمود: شايستهترين كارها نيكى كردن به حضرت فاطمه و ذریۀ ایشان است. توحيد، شيخ صدوق، ص۲۴۱؛ معانی الأخبار، شيخ صدوق، ص۴۱؛ مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۰۷ (ابن شهر آشوب به این عبارت آورده: خَيْرُ الْعَمَلِ بِرُّ فَاطِمَةَ وَ وُلْدِهَا وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ الْوَلَايَة)؛ فلاح السائل، سيد ابن طاووس، ص۱۴۸؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۴۴.
]]>ترجمه:
از ابن عبّاس نقل شده كه گفت: حضرت زهرا(علیهاالسلام) مدّت چهل روز و به قولى شش ماه بعد از پدر بزرگوارش زنده بود، تا آنجا كه مىگويد: وقتی فاطمه(علیهاالسلام) شهید شد، اسماء، گريبان خود را پاره كرد و [از خانه] بیرون آمد. حسنين(علیهماالسلام) با او برخورد کردند و به او گفتند: مادر ما كجاست؟ اسماء جوابى نداد. آنان وارد خانه شدند و ديدند مادر بزرگوارشان خوابيده است. امام حسين(علیه السلام) مادر خود را حركت داد ديد از دنيا رفته است. گفت: ای برادر! خدا در [مصیبتِ] مادر به تو اجر دهد.
آنگاه در حالى خارج شدند كه مىگفتند: یا محمّداه! يا احمداه! امروز مصيبت تو براى ما تجديد شد چرا که مادرمان از دنیا رفت.
سپس علی(علیه السلام) را که در مسجد بود از شهادت مادرشان آگاه نمودند. اميرالمؤمنين على(علیه السلام) [بعد از شنيدن اين خبر دلخراش] غش كرد، آب به صورت آن حضرت پاشيدند تا به هوش آمد، آنگاه حسنين(علیهماالسلام) را برداشت و داخل خانه حضرت زهرا(علیهاالسلام) برد. اسماء [را] بالاى سر زهرا(علیهاالسلام) [دید] گريه مىكند و مىگويد: ای يتيمان حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله)! بعد از رحلت جدّ شما به فاطمه(علیه السلام) تسلی و آرامش مییافتیم حال بعد از فاطمه(علیهاالسلام) به چه كسى دل خوش باشيم! آنگاه على(علیه السلام) صورت مبارک فاطمه(علیه السلام) را باز كرد رقعهاى نزد سر آن بانوى معظّمه يافت. به آن نظری کرد که نوشته بود:
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، اين وصيّتى است كه فاطمه دختر پيغمبر خدا(صلی الله علیه و آله) كرده است. وصیت میکند در حالی که شهادت مىدهد خدايى جز خداى يگانه وجود ندارد و حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) بنده و پيامبر خداست. بهشت و دوزخ، حق است و قيامت خواهد آمد و شكّى در آن نیست و خداوند همۀ آنها كه در قبرهایند را بر خواهد انگيخت. يا على! من فاطمه(علیها السلام) دختر حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) هستم. خدا مرا همسر تو قرار داد تا در دنيا و آخرت برای تو باشم. تو اولی از ديگران به من هستى، مرا شبانه حنوط كن غسل بده و کفن کن و شبانه بر بدنم نماز بگزار و به خاک بسپار، احدى را آگاه منماى، من تو را به خداوند مىسپارم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام میرسانم.
چون شب، تاریک شد حضرت على(علیه السلام) پيكر مقدّس حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را غسل داد و او را روی تختی نهاد و به امام حسن(علیه السلام) فرمود: ابو ذر را بياور! امام حسن(علیه السلام) او را صدا زد و دو نفری تخت را به محل نماز آوردند. علی(علیه السلام) بر او نماز خواند. سپس دو رکعت نماز گزارد و دو دست مبارک خود را به جانب آسمان بلند كرد و گفت: [پروردگارا!] اين دختر پيغمبر تو فاطمه(علیهاالسلام) است كه او را از ظلمتها به طرف نور بردى. در این هنگام زمین یک میل در یک میل روشن شد.
هنگامى كه تصميم گرفتند پیکر مطهر آن بانو را دفن كنند صدايى از يكى از بقعههاى بقيع شنيدند كه مىگفت: به سوى من! به سوى من! زيرا تربت و خاک وى از من برداشته شده است. و چون نگاه كردند با قبرى حفر شده و آماده مواجه شدند. تابوت را به سوى آن بقعه بردند و جنازه را در آن دفن نمودند. سپس حضرت امير(علیه السلام) بر جانبی از قبر نشست و فرمود: اى قبر! من امانت خود را به تو سپردم، اين دختر رسول خدا است. ناگاه ندايى شنيدند كه مىگفت: يا على! من از تو به وى مهربانترم. برگرد و مغموم و مهموم مباش! على(علیه السلام) بازگشت و قبر مسدود شد و با زمين هم سطح گردید و آن قبر تا روز قيامت معلوم نخواهد شد.
منابع:
منتخب، طریحی، ص۱۱۴؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۱۴.
منبع اهل تسنن: مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۱۳۱.
همچنین: وصیت نامۀ شفاهی: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّٰه قَالَ: «لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللّٰه رَأَتْ فَاطِمَةُ رُؤْيَا طَوِيلَةً بَشَّرَهَا رَسُولُ اللَّهِ بِاللُّحُوقِ بِهِ وَ أَرَاهَا مَنْزِلَهَا فَلَمَّا انْتَبَهَتْ قَالَتْ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا تُوُفِّيتُ لَا تُعْلِمْ أَحَداً إِلَّا أُمَّ سَلَمَةَ وَ أُمَّ أَيْمَنَ وَ فِضَّةَ وَ مِنَ الرِّجَالِ ابْنَيَّ وَ الْعَبَّاسَ وَ سَلْمَانَ وَ عَمَّاراً وَ الْمِقْدَادَ وَ أَبَا ذَرٍّ وَ حُذَيْفَةَ وَ قَالَتْ: إِنِّي أَحْلَلْتُكَ أَنْ تَرَانِي بَعْدَ مَوْتِي فَكُنْ مِنَ النِّسْوَةِ فِي مَنْ يُغَسِّلُنِي وَ لَا تَدْفِنِّي إِلَّا لَيْلًا وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً قَبْرِي…» بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۷۸، ص۳۱۰. و با اختلاف: دلائل الامامة، محمد بن جریر طبری، ص۱۳۳؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۰۸.
]]>ترجمه:
امام رضا(علیه السلام) از اجداد طاهرینشان از امیر مؤمنان(علیه السلام) روایت فرموده که از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مىفرمود: دخترم، «فاطمه» ناميده شد زيرا خداوند تعالى او و ذرّيّهاش را از آتش بُریده است [و آتش را بر ایشان حرام نموده است] مشروط بر اينكه [ذریۀ او] پروردگارشان را با توحيد و ایمان به آنچه من از جانب پروردگارم آوردهام ملاقات نمایند
منابع:
امالی، شيخ طوسی، ص۵۷۰؛ تفسیر برهان، علامه بحرانی، ج۵، ص۲۴۶؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۱۸.
همچنین: عَنْ حُذَيْفَةَ وَ ابْنِ مَسْعُودٍ: قَالَ النَّبِيُّ: «إِنَّ فَاطِمَةَ أَحْصَنَتْ[حَصَّنَت] فَرْجَهَا فَحَرَّمَ اللَّهُ ذُرِّيَّتَهَا عَلَى النَّارِ.»؛ از حذیفه و ابن مسعود نقل شده که پيامبر اکرمفرمود: فاطمه دامان عفت خود را حفظ كرد لذا خداوند آتش جهنم را بر فرزندان او حرام كرد. عيون أخبار الرضا، شيخ صدوق، ج۲، ص۶۸؛ معانی الأخبار، شيخ صدوق، ص۱۰۶؛ خرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج۱، ص۲۸۱؛ مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۰۷؛ كشف الغمة، اربلی، ج۲، ص۹۶؛ تفسير محيط اعظم، سيد حيدر آملی، ج۱، ص۵۷۲؛ تأويل الآيات، استرابادی، ج۲، ص۷۰۱؛ تفسیر برهان، علامه بحرانی، ج۵، ص۴۳۱؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۰؛ تفسير كنز الدقائق، شيخ محمد قمی مشهدی، ج۶، ص۱۷۹.
منابع اهل تسنن: فضائل سيدة النساء، ابن شاهين، ص۲۳؛ معجم الكبير، طبرانی، ج۲۲، ص۴۰۷؛ كامل، جرجانی، ج۵، ص۵۹؛ تاريخ بغداد، خطيب بغدادی، ج۳، ص۲۶۶؛ مناقب علی بن أبی طالب، ابن مغازلی، ص۲۷۷؛ ذكر أخبار إصبهان، حافظ ابو نعیم اصفهانی، ج۱، ص۲۴۲؛ شرف المصطفى، ابوسعد واعظ، ج۵، ص۳۰۹؛ مستدرک، حاكم نيشابوری، ج۳، ص۱۵۲ (حاکم گوید: هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه)؛ مقتل الحسين، خوارزمی، ج، ص۹۴؛ ربيع الأبرار، زمخشری، ج۲، ص۱۱۱؛ تذكرة حمدونيه، ابن حمدون، ج۱، ص۱۱۶؛ تاريخ مدينه دمشق، ابن عساكر، ج۱۴، ص۱۷۴ و ج۶۳، ص۳۰؛ ذخائر العقبى، محب طبری، ص۴۸(أخرجه أبو تمام في فوائده)؛ وفيات الأعيان، ابن خلكان، ج۴، ص۱۷۵؛ شرح نهج البلاغه، ابن أبی الحديد، ج۱۸، ص۲۵۲؛ فرائد السمطين، جوینی شافعی ،ج۲، ص۶۵ ؛ وافی بالوفيات، صفدی، ج۴، ص۷۹؛ تهذيب الكمال، مزی، ج۳۵، ص۲۵۱؛ميزان الاعتدال، ذهبی، ج۳، ص۲۱۷؛ نظم درر السمطين، زرندی حنفی، ص۱۸۰؛ مجمع الزوائد، هيثمی، ج۹، ص۲۰۲؛لسان الميزان، ابن حجر، ج۴، ص۳۲۲؛ إمتاع الأسماع، مقريزی، ج۴، ص۱۹۶؛ جامع الصغير، سيوطی، ج۱، ص۳۵۲؛ جواهر العقدين، سمهودی، ج۲، ص۱۷۳؛ سبل الهدى و الرشاد، صالحی شامی، ج۱۱، ص۵۰ (صالحی شامی گوید: الطبرانی فی ” الكبير ” بسند رجاله ثقات عن ابن عباس…) ؛ كنز العمال، متقی هندی، ج۱۲، ص۱۰۸؛ صواعق المحرقه، ابن حجر هيتمی، ص۱۶۰؛ فيض القدير، مناوی، ج۲، ص۵۸۷؛ ينابيع الموده، قندوزی، ج۲، ص۳۲۰.
همچنین: حرام شدن آتش بر شیعیان حضرت زهرا:
«عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: يَا فَاطِمَةُ أَتَدْرِينَ لِمَ سُمِّيتِ فَاطِمَةَ؟ فَقَالَ عَلِيٌّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ لِمَ سُمِّيَتْ؟ قَالَ: لِأَنَّهَا فُطِمَتْ هِيَ وَ شِيعَتُهَا مِنَ النَّار.»؛ امام صادق از پدر بزرگوارش نقل كرده كه آن حضرت فرمود: رسول خدافرمودند: اى فاطمه آيا مىدانى براى چه “فاطمه” ناميده شدى؟ على عرضه داشت: يا رسول اللَّه براى چه [فاطمه] ناميده شده؟ رسول خدا فرمودند: زيرا او و شيعيانش از آتش دوزخ دور نگه داشته شدهاند.علل الشرائع، شيخ صدوق، ج۱، ص۱۷۹؛ مناقب امام أمير المؤمنين، محمد بن سليمان كوفی، ج۲، ص۱۸۸؛ مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۱۰؛ كشف الغمة، اربلی، ج۲، ص۹۱؛ محتضر، حسن بن سليمان حلی، ص۲۳۳.
منابع اهل تسنن: ذخائر العقبى، محب طبری، ص۲۶؛ فضائل الثقلين، ايجی شافعی، ص۴۴۲؛ فضل آل البيت، مقريزی، ص۹۸؛ جواهر العقدين، سمهودی، ج۲، ص۱۷۴.
و همچنین: حرام شدن آتش بر محبین و دوستداران حضرت زهرا
قَالَ النَّبي: « إِنَّمَا سَمَّاهَا اللَّهُ فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَطَمَها وَ مُحبّيها مِنَ النَّارِ »؛ پیامبر اکرم فرمود: همانا خدا او را فاطمه نامید؛ بدان دلیل که خدا او و دوستدارانش را از آتش [دوزخ] جدا کرده است.
منابع اهل تسنن: كنز العمال، متقی هندی، ج۱۲، ص۱۰۹؛ سبل الهدى و الرشاد، صالحی شامی، ج۱۱، ص۵۲.
همچنین: «عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِنِّي سَمَّيْتُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَنْ أَحَبَّهَا مِنَ النَّارِ.» از على بن ابى طالب روایت شده كه فرمود رسول خدا فرمود كه من دختر خودم را «فاطمه» نامیدم به اين جهت كه حق تعالى او و دوستان او را از آتش منع میكند و از جهنم جدا مینماید. عيون أخبار الرضا، شيخ صدوق، ج۲، ص۵۱؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۱۲.
منبع اهل تسنن: فصول المهمه، ابن صباغ، ج۲، ص۱۱۶۳.
و همچنین: عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ: «إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَطَمَ مَنْ أَحَبَّهَا مِنَ النَّار.» ابو هريره گويد: دختر گرامى رسول خدا بدين جهت فاطمه ناميده شد كه خداوند- عزّ و جلّ- كسى را كه فاطمه را دوست داشته باشد، از آتش جهنّم بركنار خواهد كرد. علل الشرائع، شيخ صدوق، ج۱، ص۱۷۸؛ معانی الأخبار، شيخ صدوق، ص۶۴؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۱۳.
]]>