ترجمه:
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: خداوند به تمجیدی برتر از تسبيح حضرت فاطمه(علیها السلام) پرستش نشده است و اگر چيزى بالاتر از آن وجود داشت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن را به فاطمه(علیها السلام) هدیه مىداد.
منابع:
كافی، شيخ كلينی، ج۳، ص۳۴۳؛ تهذيب الأحكام، شيخ طوسی، ج۲، ص۱۰۵؛ عوالی اللئالی، احسائی، ج۱، ص۳۳۳؛ وسائل الشيعة، حر عاملی، ج۶، ص۴۴۳؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۶۴.
همچنین: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: تَسْبِيحُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ مِنَ الذِّكْرِ الْكَثِيرِ الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ (اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيرا)»؛ امام صادق فرمود: تسبيح فاطمه زهرا ذکر کثیر است كه خداى عز و جل فرموده است: «خدا را ياد كنيد ياد كردن بسيار». كافی، شيخ كلينی، ج۲، ص۵۰۰؛ وسائل الشيعه، حر عاملی، ج۶، ص۴۴۱؛ تفسیر برهان، علامه بحرانی، ج۴، ص۴۷۴.
و همچنین: عَنْ أبي جعفر أو عَنْ أبِي عَبد الله:« تَسْبِيحُ فَاطِمَةَ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ الْكَثِيرِ الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ (فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ)؛ امام باقر فرمود: تسبیحات حضرت فاطمه ذکر کثیر خدا است [گویندۀ این تسبیحات در زمرۀ کسانی است که خدا را زیاد یاد کرده است] و آن همان گفتار خدای تعالی است که میفرماید: مرا یاد کنید تا شما را یاد نمایم. معانی الأخبار، شيخ صدوق، ص۱۹۴؛ تفسير عياشی، محمد بن مسعود عياشی، ج۱، ص۶۷؛ تفسیر برهان، علامه بحرانی، ج۱، ص۳۵۶؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۹۰، ص۱۵۵.
و همچنین: «عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ: لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ (اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً) مَا حَدُّهُ؟ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ عَلَّمَ فَاطِمَةَ أَنْ تُكَبِّرَ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ تَكْبِيرَةً وَ تُسَبِّحَ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ تَسْبِيحَةً وَ تُحَمِّدَ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ تَحْمِيدَةً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ بِاللَّيْلِ مَرَّةً وَ بِالنَّهَارِ مَرَّةً فَقَدْ ذَكَرْتَ اللَّهَ كَثِيراً.»؛ اسماعیل بن عمار گوید که از امام صادق از آیۀ: «خدا را زیاد یاد کنید» سوال کردم که حدّ آن چیست؟ [یعنی چقدر ذکر بگوییم تا خدا را زیاد یاد کرده باشیم؟] حضرت فرمود: رسول خدا این اذکار [یعنی] سی و چهار مرتبه تکبیر و سی و سه مرتبه تسبیح و سی و سه مرتبه تحمید [الحمد لله] را به حضرت زهرا تعلیم نمود پس هنگامی که این تسبیحات را یک مرتبه در شب و یک مرتبه در روز بگویی به تحقیق که خداوند را بسیار یاد نموده ای. تأويل الآيات، استر آبادی، ج۲، ص۴۵۴؛ تفسیر برهان، علامه بحرانی، ج۴، ص۴۷۶؛ تفسير كنز الدقائق، محمد قمی مشهدی، ج۱۰، ص۴۰۴.
و همچنین: امام باقر فرمود: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فاطِمَةَ ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غُفِرَ لَهُ وَهِىَ مِائَةٌ بِالّلِسانِ وَاَلْفٌ فِى الْمِیزانِ وَتَطْرُدُ الشَّیطانَ وَتُرْضِىَ الرَّحْمانَ»؛ هر کس تسبیح حضرت فاطمه زهرا را بگوید و بعد از آن استغفار نماید، بخشیده مىشود و این ذکر در زبان صد است اما در میزان، هزار به حساب میآید. و شیطان را دور مىکند و خدا را راضى مىنماید.» ثواب الأعمال، شيخ صدوق، ص۱۶۳؛ وسائل الشيعه، حر عاملی، ج۶، ص۴۴۲؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۸۲، ص۳۳۲.
]]>ترجمه:
ابی خالد قَمّاط گفت: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که میفرمود: تسبیح فاطمه(علیها السلام) در هر روز به دنبال هر نمازی، برای من از هزار رکعت نماز در هر روز محبوبتر است.
منابع:
كافی، شيخ كلينی، ج۳، ص۳۴۳؛ تهذيب الأحكام، شيخ طوسی، ج۲، ص۱۰۵؛ وسائل الشيعة، حر عاملی، ج۶، ص۴۴۳ و ص۴۴۴؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۸۲، ص۳۳۱ و ص۳۳۲ .
همچنین: امام صادق فرمودند: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ فِي دُبُرِ الْفَرِیضَةِ قَبْلَ اَنْ یثْنِىَ رِجْلَیهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ»؛ هر کس بعد از نماز واجب، پیش از آنکه پاهاى خود را جفت کند (قبل از به هم خوردن حالت جلوس تشهد و سلام)، تسبیح فاطمۀ زهرا بگوید، خداوند او را مى آمرزد. من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج۱، ص۳۲۰؛ مكارم الأخلاق، شيخ طبرسی، ص۲۸۰؛ وسائل الشيعه، حر عاملی، ج۶، ص۴۴۰.
و همچنین: «مَنْ سَبَّحَ اللَّهَ فِى دُبُرِ الْفَرِیضَةِ تَسْبِیحَ فاطِمَةَ الْمِائَةَ مَرَّةً وَاَتْبَعَها بِلا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مَرَّةً غُفِرَ لَهُ»؛ كافی، شيخ كلينی، ج۳، ص۳۴۲؛ تهذيب الأحكام، شيخ طوسی، ج۲، ص۱۰۵؛ مكارم الأخلاق، شيخ طبرسی، ص۳۰۱؛ وسائل الشيعه، حر عاملی، ج۶، ص۴۴۰؛ و با اختلاف کم: محاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، ج۱، ص۳۶.
و همچنین: «عَلِيٍّ أَنَّهُ قَالَ لِرَجُلٍ مِنْ بَنِي سَعْدٍ أَ لَا أُحَدِّثُكَ عَنِّي وَ عَنْ فَاطِمَةَ. إِنَّهَا كَانَتْ عِنْدِي وَ كَانَتْ مِنْ أَحَبِّ أَهْلِهِ إِلَيْهِ إِنَّهَا اسْتَقَتْ بِالْقِرْبَةِ حَتَّى أَثَّرَ فِي صَدْرِهَا وَ طَحَنَتْ بِالرَّحَى حَتَّى مَجِلَتْ يَدُهَا وَ كَسَحَتِ الْبَيْتَ حَتَّى اغْبَرَّتْ ثِيَابُهَا وَ أَوْقَدَتِ النَّارَ تَحْتَ الْقِدْرِ حَتَّى دَكِنَتْ ثِيَابُهَا فَأَصَابَهَا مِنْ ذَلِكَ ضَرَرٌ شَدِيدٌ فَقُلْتُ لَهَا لَوْ أَتَيْتِ أَبَاكِ فَسَأَلْتِيهِ خَادِماً يَكْفِيكِ حَرَّ مَا أَنْتِ فِيهِ مِنْ هَذَا الْعَمَلِ. فَأَتَتِ النَّبِيَّ فَوَجَدَتْ عِنْدَهُ حُدَّاثاً فَاسْتَحَتْ وَ انْصَرَفَتْ قَالَ فَعَلِمَ النَّبِيُّ أَنَّهَا جَاءَتْ لِحَاجَةٍ قَالَ فَغَدَا عَلَيْنَا وَ نَحْنُ فِي لِفَاعِنَا فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ اللِّفَاعِ فَسَكَتْنَا وَ اسْتَحْيَيْنَا لِمَكَانِنَا ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ فَسَكَتْنَا ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ فَخَشِينَا إِنْ لَمْ نَرُدَّ عَلَيْهِ أَنْ يَنْصَرِفَ وَ قَدْ كَانَ يَفْعَلُ ذَلِكَ يُسَلِّمُ ثَلَاثاً فَإِنْ أُذِنَ لَهُ وَ إِلَّا انْصَرَفَ فَقُلْتُ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ ادْخُلْ فَلَمْ يَعْدُ أَنْ جَلَسَ عِنْدَ رُءُوسِنَا فَقَالَ يَا فَاطِمَةُ مَا كَانَتْ حَاجَتُكِ أَمْسِ عِنْدَ مُحَمَّدٍ قَالَ فَخَشِيتُ إِنْ لَمْ نُجِبْهُ أَنْ يَقُومَ قَالَ فَأَخْرَجْتُ رَأْسِي فَقُلْتُ أَنَا وَ اللَّهِ أُخْبِرُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهَا اسْتَقَتْ بِالْقِرْبَةِ حَتَّى أَثَّرَ فِي صَدْرِهَا وَ جَرَّتْ بِالرَّحَى حَتَّى مَجِلَتْ يَدَاهَا وَ كَسَحَتِ الْبَيْتَ حَتَّى اغْبَرَّتْ ثِيَابُهَا وَ أَوْقَدَتْ تَحْتَ الْقِدْرِ حَتَّى دَكِنَتْ ثِيَابُهَا فَقُلْتُ لَهَا لَوْ أَتَيْتِ أَبَاكِ فَسَأَلْتِيهِ خَادِماً يَكْفِيكِ حَرَّ مَا أَنْتِ فِيهِ مِنْ هَذَا الْعَمَلِ قَالَ أَ فَلَا أُعَلِّمُكُمَا مَا هُوَ خَيْرٌ لَكُمَا مِنَ الْخَادِمِ إِذَا أَخَذْتُمَا مَنَامَكُمَا فَسَبِّحَا ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ وَ احْمَدَا ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ وَ كَبِّرَا أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ قَالَ فَأَخْرَجَتْ فَاطِمَةُ رَأْسَهَا فَقَالَتْ رَضِيتُ عَنِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ رَضِيتُ عَنِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ رَضِيتُ عَنِ اللَّهِ وَ رَسُولِه.» حضرت علی به مردى از قبيله بنى سعد فرمود: خبر بدهم تو را از خود و از فاطمه؟ او نزد من بود و حال آنکه محبوبترين افراد نزد اهلش بود، با مَشک آنقدر آب کشيد تا اثر آن در سينهاش ماند و آنقدر با آسيا گندم و جو آرد نمود تا دستهايش پينه بست و به قدرى خانه را روفت تا لباسهايش غبار آلود گشت و به اندازهاى آتش زير ديگ افروخت تا جامهاش از دود سياه گرديد لذا از ناحيه اين امور ضرر شديد و چشمگيرى به آن مخدّره رسيد. به آن بانو پيشنهاد کردم نزد پدرش برود و از حضرتش درخواست خادمى کند که نيازمندىهايش را بر طرف نماید و بدين ترتيب از اين اعمال و کارها برکنار بماند. فاطمه نزد نبى اکرم رفت تا خواستهاش را به عرض آن حضرت برساند. محضر پيامبر که رسيد جماعتى را در خدمت آن سرور ديد از بازگو نمودن حاجتش حياء نمود و بدون اين که اظهارى کند بازگشت. نبى اکرم دانستند که فاطمه حاجتى داشت. سپس امير المؤمنين فرمودند: فردا صبح رسول اکرم به خانه ما آمدند، حضرت با صداى بلند فرمود: سلام بر شما. ما ساکت مانده حياء نموديم. سپس فرمود: سلام بر شما، باز ما ساکت مانديم، براى مرتبه سوّم فرمود: سلام بر شما، ما ترسيديم اگر جواب ندهيم حضرت برگردند و اين در حالى بود که حضرتش سه بار سلام کرده بودند لا جرم اگر اذن به آن حضرت داده نمىشد برمىگشتند. از اين رو عرض کردم: و عليک السّلام يا رسول اللَّه داخل شويد، پس آن سرور بالاى سر ما نشستند، بعد فرمود: اى فاطمه: ديروز چه حاجتى داشتى؟امير المؤمنين مىفرمايد: ترسيدم اگر پاسخ ندهم آن حضرت بايستند و بروند لذا عرضه داشتم: يا رسول اللَّه، من خبر خواهم داد، فاطمه آن قدر با مَشک آب کشيده که اثر آن روى سينهاش مانده و به قدرى دست به آسيا کشيده که دستهايش پينه بسته و به اندازهاى خانه جاروب کرده که لباسهايش غبار آلود گرديده و به واسطه کثرت افروختن آتش زير ديگ جامههايش از دود سياه گرديده است لذا من به او پيشنهاد کردم نزد پدر برو و از آن حضرت خادمى که تو را کفايت کند طلب نما تا به اين اعمال مبادرت نورزى. رسول خدا فرمودند: آيا چيزى را که از خادم براى شما بهتر است به شما ياد بدهم؟ هر گاه خواستيد بخوابيد سى و سه مرتبه تسبيح و سى و سه بار تحميد و سى و چهار بار تکبير بگوييد. حضرت فاطمه گفتند: از خدا و رسولش راضى شدم اين عبارت را سه دفعه تکرار کردند. علل الشرائع، شيخ صدوق، ج۲، ص۳۶۶؛ من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج۱، ص۳۲۰؛ مکارم الأخلاق، شيخ طبرسی، ص۲۸۰؛ وافی، فيض كاشانی، ج۹، ص۱۵۷۹؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۸۲.
و به همین مضمون در منابع اهل تسنن:
سنن أبی داود، سليمان بن اشعث سجستانی، ج۲، ص۴۸۹؛ تذكرة الحمدونيه، ابن حمدون، ج۸، ص۸۷(اجمالی از حدیث را آورده)؛ ذخائر العقبى، محب طبری، ص۵۰؛ كنز العمال، متقی هندی، ج۱۵، ص۵۰۸.
در بعض از نقل ها پس از ذکر این حکایت نوشته اند در آخر حضرت علی فرمودند: «فَوَ اللَّهِ مَا تركتهنّ مُنْذُ عَلَّمَنِيهِنَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. قَالَ: فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْكَوَّاءِ [قیل له] وَ لَا لَيْلَة صِفِّينَ؟ قَالَ: قَاتَلَكُمُ اللَّه يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ نَعَمْ وَ لَا لَيْلَة صِفِّينَ»؛ به ذات خدا سوگند از آن وقتى که رسول خدا آنها را به من تعليم داده ترک نکردهام. ابن کوّاء [و در بعضی روایات شخصی] گفت که: در شب صفّين هم ترک نکردى؟ امیر مومنان فرمود: خدا بکشد شما را اى اهل عراق، آرى، شب صفّين هم ترک نكردم. غارات، ابراهيم بن محمد ثقفی كوفی، ج۲، ص۷۳۹.
منابع اهل تسنن:
طبقات الكبرى، ابن سعد، ج۸، ص۲۵؛ مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۱، ص۱۰۶؛ الدعاء، طبرانی، ص۹۳؛ ذخائر العقبى، محب طبری، ص۱۰۵؛ رياض النضرة، محب طبری، ج۳، ص۲۱۶؛ مطالب السؤول، محمد بن طلحة شافعی، ص۴۵؛ الترغيب و الترهيب، عبد العظيم منذری، ج۲، ص۴۵۲؛ مجمع الزوائد، هيثمی، ج۱۰، ص۱۰۰؛ فتح الباری، ابن حجر، ج۱۱، ص۱۰۱؛ جواهر المطالب، باعونی شافعی، ج۱، ص۲۸۲؛ سبل الهدى و الرشاد، صالحی شامی، ج۱۱، ص۴۸؛ كنز العمال، متقی هندی، ج۱۵، ص۵۰۶.
همچنین: «قد روينا فيما ختم به هذا المملوك عمله عند المنام من تسبيح الزهراء فاطمة ما نَرْوِيهِ عَنْ جَدِّي أبو [أَبِي] جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي جِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنِ الشَّيْخِ جَعْفَرِ بْنِ سُلَيْمَانَ فِيمَا رَوَاهُ فِي كِتَابِهِ كِتَابِ ثَوَابِ الْأَعْمَالِ قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: إِذَا أَوَى أَحَدُكُمْ إِلَى فِرَاشِهِ ابْتَدَرَهُ مَلَكٌ كَرِيمٌ وَ شَيْطَانٌ مَرِيدٌ فَيَقُولُ لَهُ الْمَلَكُ اخْتِمْ يَوْمَكَ بِخَيْرٍ وَ افْتَحْ لَيْلَكَ بِخَيْرٍ وَ يَقُولُ لَهُ الشَّيْطَانُ اخْتِمْ يَوْمَكَ بِإِثْمٍ وَ افْتَحْ لَيْلَكَ بِإِثْمٍ قَالَ فَإِنْ أَطَاعَ الْمَلَكَ الْكَرِيمَ وَ خَتَمَ يَوْمَهُ بِذِكْرِ اللَّهِ وَ فَتَحَ لَيْلَهُ بِذِكْرِ اللَّهِ إِذَا أَخَذَ مَضْجَعَهُ وَ كَبَّرَ اللَّهَ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ مَرَّةً وَ سَبَّحَ اللَّهَ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ مَرَّةً وَ حَمِدَ اللَّهَ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ مَرَّةً زَجَرَ الْمَلَكُ الشَّيْطَانَ عَنْهُ فَتَنَحَّى وَ كَلَأَهُ الْمَلَكُ حَتَّى يَنْتَبِهَ مِنْ رَقْدَتِهِ فَإِذَا انْتَبَهَ ابْتَدَرَ شَيْطَانُهُ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ مَقَالَتِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْقُدَ وَ يَقُولُ لَهُ الْمَلَكُ مِثْلَ مَا قَالَ لَهُ قَبْلَ أَنْ يَرْقُدَ فَإِنْ ذَكَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ الْعَبْدُ بِمِثْلِ مَا ذَكَرَهُ أَوَّلًا طَرَدَ الْمَلَكُ شَيْطَانَهُ عَنْهُ فَتَنَحَّى وَ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِذَلِكَ قُنُوتَ لَيْلَة.» امام صادق فرمود: وقتى به رختخواب مىرويد، يک فرشتۀ بزرگوار و يک شيطان ناپاک و سرکش و شرورى با شتاب به سويتان مىآيند، فرشته مىگويد: روز خويش را با عمل خير ختم کن، و شب خود را با عمل خوب آغاز نما، و شيطان مىگويد: روز خود را با گناه ختم کن، و شب خود را با گناه آغاز کن. و افزود: اگر شخص از فرشته اطاعت کند و روز خود را با ياد خدا به پايان برد و وقتى وارد جايى که مىخواهد بخوابد شد، شب خود را با ياد خدا آغاز نمايد و سى و چهار بار تکبير، و سى و سه بار تسبيح، و سى و سه بار حمد خدا را بگويد، فرشته، شيطان را از او دور مىراند، و شيطان دور مىشود، و تا هنگام بيدار شدن از خواب، آن فرشته از او نگاهدارى مىکند. و وقتى بيدار شد، شيطان با شتاب به پيش آمده و مشابه سخنى را که پيش از خواب به وى گفت مىگويد و فرشته نيز مانند همان سخنى که پيش از خوابيدن به وى گفت مىگويد؛ اگر بنده به همان صورتى که نخست خدا را ياد کرد، خداوند را ياد کند، فرشته، شيطان را از او دور مىراند و شيطان به دور مىرود و خداوند در برابر اين عمل، عبادت يک شب را براى او مىنويسد. فلاح السائل، سيد ابن طاووس، ص۲۷۹؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۷۳، ص۲۰۹.
]]>