«يَا أَحْمَدُ لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ وَ لَوْ لَا عَلِيٌّ لَمَا خَلَقْتُكَ وَ لَوْ لَا فَاطِمَةَ لَمَا خَلَقْتُكُمَا».
ثُمَّ قَالَ جَابِرٌ :هَذَا مِنْ الْأَسْرَارِ الَّتِي أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِكِتْمَانِهِ إِلَّا عَنْ أَهْلِهِ.
ترجمه:
[به سند صحیح] صالح بن عرندس در کتاب کشف اللآلی(۱) از شیخ ابراهیم بن حسن ذرّاق از شیخ علی بن هلال جزائری از شیخ احمد بن محمد حلّی از شیخ زین الدین علی بن حسن خازن حائری از شیخ ابی عبدالله محمد بن مکی (شهید اول) و ایشان به طُرُق متصله خودش(۲) سند را به علی بن موسی بن بابویه قمی و ایشان به طریق خودش(۳) از جابر بن یزید جعفی از جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا و آن حضرت فرمودند که خداوند تبارک و تعالی فرمود:
«ای احمد اگر تو نبودی افلاک را نمیآفریدم و اگر علی(علیه السلام) نبود تو را خلق نمیکردم و اگر فاطمه(علیها السلام) نبود شما را خلق نمیکردم.»
سپس جابر گفت: این حدیث از اسرار است که رسول خدا به ما امر فرموده تا آن را کتمان کنیم و فقط به اهلش برسانیم.
منابع:
مجمع النورين، مرندی، ص۱۴ و ۱۸۷ (مرندیمستدر سفينة البحار، نمازی شاهرودی، ج۳، ص۱۶۸ – ۱۶۹ و ج۸، ص۲۴۳(نمازییاء العالمین نقل نموده)؛ جنة العاصمة، علامه میرجهانی، ص۲۴۸ (علامه میرجهانیی، صالح بن عبد الوهاب بن عرندس)؛ فاطمة بهجة قلب المصطفى، رحمانی همدانی، ص۹.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- علامه میر جهانی میفرماید: مؤلّف كتاب كشف اللآلى يكى از علمای قرن نهم هجرى بوده است. او يكى از مؤلّفين از علمای شيعه در فقه و اصول و حديث بوده، كَانَ عَالِماً نَاسِكاً زَاهِداَ وَ رَعاَ اَديباً شَاعِراً، و در حدود هشتصد و چهل هجرى تقريبا وفات يافته، و قبر او در حلّه هيفاء مزارى است كه به آن تبرّ مىجويند. سلسله راويان حديث همه عدل امامى و از بزرگان مشيخه به شمار مىروند و سند حديث در نهايت اتقان است.
۲- طریق الشهید الأول إلی الشیخ الصدوق: عن الشيخ فخر الدين أبي طالب محمد ابن الشيخ الإمام العلامة جمال الملة و الدين الحسن بن المطهر عن والده عن شيخه المحقق نجم الدين أبي القاسم جعفر بن الحسن بن سعيد عن السيد السعيد شمس الدين أبي علي فخار بن معد الموسوي عن الشيخ الإمام أبي الفضل شاذان بن جبرئيل القمي عن الشيخ الفقيه عماد الدين أبي جعفر بن القاسم الطبري عن الشيخ أبي علي الحسن بن الشيخ السعيد أبي جعفر بن الحسن الطوسي عن والده مؤلف التهذيب و الإستبصار عن الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان عن محمد بن علي بن الحسين بن بابويه(الشیخ الصدوق) مؤلف من لا يحضره الفقيه. بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۱۰۷، ص۲۷.
۳- طریق الشیخ الصدوق إلی جابر الجعفی: عن محمد بن علي ماجیلویه عن عمه محمد بن أبي القاسم، عن أحمد بن محمد بن خالد البرقي عن أبیه، عن عمرو بن شمر عن جابر بن یزید الجعفي. من لا يحضره الفقيه، شیخ صدوق، ج۴، ص۴۲۴.
]]>ترجمه:
جابر بن یزید جعفی از امام عالم موسی بن جعفر(علیهما السلام) نقل نموده که فرمودند: خدای تعالی نورحضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را از نوری آفرید که از نور عظمت و جلالش اختراع نموده بود و آن نورِ لاهوتیت اوست که از «لاه» است؛ یعنی الوهیت و انیّتی که شروع خلقت از او است و با آن نور بر موسی بن عمران(علیهما السلام) در طور سینا تجلی نمود که موسی بن عمران در برابر آن تجلی، استقرار و طاقت دیدار نداشت و نتوانست تحمل کند تا بیهوش بر زمین افتاد و آن نور، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بود و چون خدا اراده نمود که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را از آن خلق نماید آن نور را دو قسمت نمود و از قسمت اول، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و از قسمت دوم، علی بن ابیطالب(علیهما السلام) را آفرید و غیر از ایشان کسی را از آن نور نیافرید..
سپس از نور حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) [نور] حضرت فاطمه(علیها السلام) (صلی الله علیه و آله) را از نور خود اقتباس نموده بود و از نور حضرت علی(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) [نور ] امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) را اقتباس نمود ی را از چراغی میافروزند و ایشان همه از آن نورها آفریده شدهاند.
منابع:
تأويل الآيات، استرابادی، ج۱، ص۳۹۷ – ۳۹۹؛ تفسیر برهان، علامه بحرانی، ج۴، ص۱۹۲ –۱۹۳؛ غاية المرام، علامه بحرانی، ج۱، ص۳۶- ۳۸؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۳۵، ص۲۸- ۲۹.
]]>
ترجمه:
ااز جابر بن یزید جعفی، از امام صادق روايت شده که گفت: پرسيدم چرا حضرت فاطمۀ زهرا، «زهراء» نامیده شدند؟ حضرت فرمود: برای این كه خداى تعالى او را از نور عظمت خود آفرید و زمانی که آن نور درخشيد، تمام آسمانها و زمين به نور او روشن گشت
منابع:
إمامة و التبصرة، علی ابن بابويه قمی، ص۱۳۳؛ علل الشرائع، شيخ صدوق، ج۱، ص۱۷۹ – ۱۸۰؛ معانی الأخبار، شيخ صدوق، ص۶۴؛ دلائل الامامه، طبری شیعی، ص۱۴۹؛ نوادر المعجزات، طبری (شيعی)، ص۸۲(طبری روایت را از جابر بن عبد الله، از امام باقر)؛ دُر النظيم، عاملی، ص۴۵۶؛ عدد القوية، علامه حلی، ص۲۲۷؛ كشف الغمه، إربلی، ج۲، ص۹۲؛ محتضر، حسن بن سليمان حلی، ص۲۳۴؛مجمع البحرين، طريحی، ج۳، ص۳۲۱؛جواهر السنيه، حر عاملی، ص۲۳۹؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۱۲.
منبع اهل تسنن: اهل البیت، توفیق ابوعلم، ص۱۱۲: (بنابر نقل شرح احقاق الحق، آیت الله مرعشی نجفی، ج۱۹، ص۱۰).
همچنین: «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ أَرْبَعَةَ عَشَرَ نُوراً مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ قَبْلَ خَلْقِ آدَمَ بِأَرْبَعَةَ عَشَرَ أَلْفَ عَامٍ فَهِيَ أَرْوَاحُنَا. فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عُدَّهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَمَنْ هَؤُلَاءِ الْأَرْبَعَةَ عَشَرَ نُوراً؟ فَقَالَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ وَ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ»؛ امام باقر فرمود: خداوند چهارده هزار سال قبل از آفرينش آدم، چهارده نور را از نور عظمت خود آفريد كه آنها ارواح ما هستند. عرض شد آنها را نام ببريد كه آنچهارده نور ی هستند؟ حضرت فرمود: محمّد و علی و فاطمه، حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين كه نُهمین نفر از ایشان قائم ايشان است. محتضر، حسن بن سليمان حلی، ص۲۲۸؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۲۵، ص۴.
]]>