Warning: session_start(): open(/var/cpanel/php/sessions/ea-php73/sess_daf4f3a79c072e2771f47a9a7a98b548, O_RDWR) failed: No such file or directory (2) in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/wp-file-upload/wordpress_file_upload.php on line 2

Warning: session_start(): Failed to read session data: files (path: /var/cpanel/php/sessions/ea-php73) in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/wp-file-upload/wordpress_file_upload.php on line 2

Warning: session_start(): Cannot start session when headers already sent in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/ahadis/ahadis.php on line 49

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-content/plugins/wp-file-upload/wordpress_file_upload.php:2) in /home/logicamp/public_html/fatemezahra-com/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
معرفی کتاب های نفیس – فاطمه زهرا https://fatemezahra.com سایت علمی تخصصی حضرت فاطمه زهرا (س) Fri, 10 Apr 2015 13:27:14 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.3.27 گفتگو با زهرا دائمی بانی مجالس عزای دختر پیامبر (ص): تا هستم درِ خانه اجدادی ام بر روی عزاداران فاطمه(س) باز است https://fatemezahra.com/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%b3-%d8%b9%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa/ https://fatemezahra.com/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%b3-%d8%b9%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa/#respond Fri, 10 Apr 2015 13:27:14 +0000 http://fateme-zahra.com/?p=819 می گویند از قدیمی های نوغان است. پدرش، پدربزرگش و پدرِ پدربزرگش در همین محله بوده اند و البته از هیئتی های معروف و پیر غلامان اهل بیت(ع). شاید به دلیل همین پشتوانه باشد که حاجیه خانم زهرا دائمی نزدیک به ۳۰ سال است مراسم عزاداری اول بانوی بزرگ اسلام را در ایام فاطمیه در منزل اجدادی خود برگزار می کند.

در یکی از روزهای ایام فاطمیه به خانه این هم محلی ۷۰ ساله رفتیم تا هم درباره چند و چون مراسم خانوادگی شان که اغلب فامیل و اهالی محل مشتری آن هستند، بیشتر بدانیم و هم نگاهی بیندازیم به پیشینه خانواده دائمی در برپایی مراسم عزاداری اهل بیت (ع).

 روایت کودکی

«من تا ۱۴ سالگی تنها فرزند پدر و مادرم بودم.» حاجیه خانم دائمی با گفتن این جمله، از خواهران و برادرانی می گوید که عمرشان به دنیا نبوده؛ «اولین فرزند پدر و مادرم پسر بوده اما گویا برادرم وقتی کوچک بوده آب جوش سماور بر رویش می ریزد و از شدت سوختگی فوت می کند. من که دنیا آمدم، تنها فرزند خانواده بودم؛ بعداز من، مادرم ۱۳-۱۲ بچه دیگر آورد که هیچ کدامشان نماندند. بعداز ازدواج من بود که خدا دختر دیگری به آن ها عطا کرد و من هم خواهردار شدم.»

یکی از خاطراتی که از روزگار کودکی در ذهن زهرا خانم ماندگار شده، به صبحی از اواخر شهریور برمی گردد که در رقم خوردن روزهای بعدی او بسیار نقش دارد؛ «من و دختر عمه ام تقریبا هم سن وسال بودیم؛ پنج یا شش. وقت مدرسه رفتنمان بود. به همراه مادر و دختر عمه ام به بازار رفتیم؛ آن روزها لباس فرم مدارس، مانتویی آبی بود به همراه یقنی (یقه) و تل سفید. همه را خریدیم و برگشتیم.»

او ادامه می دهد: «هنوز چند روز به مهر مانده بود و من شوق و ذوق زیادی داشتم برای رفتن به دبستان. ناخواسته حرف های آقاجانم را با مادرم شنیدم. آقاجانم منبری بود، می گفت: زن! یک عمر است که بر روی منبر می گویم مدرسه رفتن دخترها در چنین شرایطی حرام است، حالا بگذارم دختر خودم بدون پوشیه و پای برهنه به مدرسه برود!»

خانم دائمی درحالی که با حسرت از آن روزها یاد می کند، می گوید: «امکان رفتن به مدرسه را نداشتم. این شد که راهی مکتب خانه محله شدم تا سواد قرآنی را نزد ملاباجی محله یاد بگیرم. همین سواد قرآنی را داشتم تا اینکه بعدها وقتی دختر بزرگم، کلاس چهارم ابتدایی بود پا به پای او خواندن و نوشتن را یاد گرفتم و شدم سواددار.»

نوه؛ فرزندخوانده پدربزرگ!

ادامه داستان زهرا خانم را باید در روزهای تأهلش دنبال کرد؛ او از خوابی می گوید که در ماه های آخر بارداری اش دیده است؛ «در همین اتاق بودیم؛ من و آقاجانم که رو به قبله نشسته بود. حاج احمدآقا، پیش نماز مسجد امام رضا (ع) با نوزادی وارد شد. نوزاد را داد به پدرم تا در گوشش اذان بخواند. پسر بود، پدرم بغلش کرد و در گوشش اذان خواند. حاج احمد پیشنهاد داد اسم بچه را یا علی اصغر بگذاریم یا علی اکبر.»

او ادامه می دهد «این خواب، ذهن من و همسرم را مدتی به خود مشغول کرده بود. در تعبیرش مانده بودیم. فرزندم که دنیا آمد، پسر بود. گمان می کردیم تعبیر خواب همین پسر بودن فرزندم باشد برای همین نامش را علی اصغر گذاشتیم. اما هنوز برای حضور پدرم در آن خواب تعبیری پیدا نکرده بودم تا اینکه پدرم که از داشتن پسر محروم بود، از ما خواست علی اصغر را برای بزرگ کردن به او و مادرم بسپاریم.»

این درخواست زمانی مطرح می شود که علی اصغر هنوز یک سال را تمام نکرده؛ «قبول کردیم و اولین فرزندمان شد اولین پسر پدرم. جالب اینجاست که علی اصغر به پدر و مادر من، آقاجان و مادر می گفت اما به من و پدرش، زهراخانم و حاجی آقا می گفت. البته بعداز فوت پدر و مادرم، پیش می آید که ما را هم پدر و مادر خطاب کند.» آن طورکه زهراخانم می گوید، علی اصغر پسر خلفی بوده برای حاج حسن دائمی که آن روزها یکی از متولیان هیئت آل طاها بوده است؛ «در تمام سال ها پابه پای پدرم هیئت آل طاها را چرخاند و امروز در نبود او، علم دار این هیئت است و چراغش را روشن نگه داشته.»

 فرزندان و نوه ها رهروی اجداد

بعد از علی اصغر خدا سه فرزند دیگر به زهراخانم عطا می کند؛ علی اکبر؛ عفت و عصمت که به قول خودش «آن ها هم بچه های اهلی هستند و در این سال ها در تمام مراسم اهل بیت (ع) عاشقانه شرکت کرده اند.» همین جمع خانوادگی کافی است تا یکی از قدیمی ترین جلسات عزاداری حضرت فاطمه(س) در منطقه ما رقم بخورد. زهراخانم معتقد است برپابودن مجلس عزاداری حضرت زهرا (س) در طول ۳۰ سال گذشته «فقط و فقط با همدلی معصومه خانم (خواهر زهرا خانم) و دختران و نوه هایش» ممکن بوده است. او به صراحت می گوید: تا من هستم، درِ این خانه بر روی عزاداران فاطمه(س) باز است.

 داستان خانه گنبدی

علاقه زهراخانم و خانواده اش به برپایی این مراسم را باید در داستان هایی جست که او هنگام کودکی و از والدینش شنیده است؛ داستان نذر قدیمی آقا غلام حیدر. آن طورکه زهراخانم شنیده پدربزرگ پدری اش نذری داشته که هرسال آن را ادا می کرده است؛ «پدرِ پدرم اول بهار هر سال گوساله ای را نشان کرده و تا رسیدن ایام محرم و صفر آن را پروار می کرده است. نیت داشته که این گوسفند را در مراسم تاسوعا و عاشورا قربانی کند. در ایام عزاداری با گوشت آن گوساله که دیگر برای خودش گاوی شده بوده، چند دیگ شله بار می گذاشته اند.»

به گفته خانم دائمی نام کوچه «گُو شُله» از همین اتفاق و همین زمان است که بر سر زبان مردم محل می افتد؛ یعنی شله ای که با گوشت گاو تهیه می شود.

زهرا خانم از نذر مادربزرگش هم می گوید: مادربزرگم هم نذر داشت هر سال در ایام فاطمیه آش اماج کماج را که منتسب به حضرت زهراست، تهیه کند. هنگام پخت آش هم مدام الرحمن و دیگر دعاها را می خواند که برای من خیلی خوشایند بود.

 رؤیایی پر خیر و برکت

مراسمی که حاجیه خانم دائمی امروز برگزار می کند درواقع دنباله همان نذری است که مادربزرگش داشته است. او می گوید: ۲۰سال بیشتر نداشتم که مادربزرگم را در خواب دیدم. در عالم رؤیا از من خواست که دیگ آش او را به نیت فاطمه زهرا(س) برپا کنم. وقتی از خواب بیدار شدم، به خانه پدرم رفتم و خواب را تعریف کردم. پدرم گفت اول از شوهرم کسب تکلیف کنم و بعد از رضایت او، در همین خانه خواسته مادربزرگم را ادا کنم.

 ۳۰ سال عاشقی

به این ترتیب است که حاجیه خانم دائمی حدود ۳۰سال است از کوچه میثم تمار به محله اجدادی خود در نوغان می آید تا در ایام دهه فاطمیه، چراغ خانه پدرش را برای برگزاری مراسم فاطمیه روشن نگه دارد؛ او می گوید: پدرم و پدرانشان، فرزندان خوب و صالحی داشتند چون پس از ۲۵سال که از فوت پدرم می گذرد، هنوز در این خانه به روی محبان اهل بیت (ع) باز است و چراغش روشن؛ چه با عزاداری حضرت فاطمه(س) در ایام دهه فاطمیه چه با مراسم قرآن خوانی و یاسین خوانی در شب های جمعه هر هفته.

منبع: شهر آرا آنلاین

]]>
https://fatemezahra.com/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%b3-%d8%b9%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa/feed/ 0
آرامگاه “فضه” خادمۀ حضرت زهرا علیها السلام https://fatemezahra.com/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b6%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%af%d9%85%db%80-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d8%a7%d9%84%d8%b3/ https://fatemezahra.com/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b6%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%af%d9%85%db%80-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d8%a7%d9%84%d8%b3/#respond Sun, 22 Feb 2015 08:36:17 +0000 http://fateme-zahra.com/?p=471 DASImage6516 DASImage6507 DASImage6509 DASImage6511

]]>
https://fatemezahra.com/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b6%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%af%d9%85%db%80-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d8%a7%d9%84%d8%b3/feed/ 0
محل قدیمی کوچه بنی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاشم+عکس https://fatemezahra.com/%d9%85%d8%ad%d9%84-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%d9%87-%d8%a8%d9%86%db%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c/ https://fatemezahra.com/%d9%85%d8%ad%d9%84-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%d9%87-%d8%a8%d9%86%db%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c/#respond Sun, 22 Feb 2015 08:02:32 +0000 http://fateme-zahra.com/?p=467 مسجد النبی در مدینه درهای متعدد دارد مانند باب جبرئیل، باب النساء و … روبروی باب جبرئیل و باب النساء خانه ها و کوچه های تنگ و بسیار قدیمی وجود داشت. این خانه ها و کوچه ها معروف به محله بنی هاشم بود.

___20130407_1563976756

برخی از این کوچه ها تا قبرستان بقیع امتداد داشت و در دوران های مختلف محفوظ مانده بود و برخی از خانه های آن نیز بازسازی شده بودند. مالکان مغازه ها و دکان های این کوچه از سادات علوی بودند.از سال ۱۳۶۴ هجری شمسی تا ۱۳۶۶ این محله به کلی تخریب و تا قبرستان بقیع باز و محل عبور و مرور زائران شد و بخشی از آن در توسعه شرقی مسجد النبی جزو مسجد شد. همین الان از باب البقیع، قبرستان بقیع به طور مستقیم دیده می شود.

___20130407_1821396351

در این محله آثار تاریخی هم تخریب شد. در کتاب(تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان) همه آثار باستانی تخریب شده در توسعه مسجد النبی توضیح داده شده است. محله بنی هاشم در مدینه، در زمان های قدیم از محله های آباد شهر محسوب می شد ولی پس از تسلط آل سعود رو به خرابی گذاشت و در عصر ما این محله از محله های عقب مانده مدینه بود. در این محله به همت ایرانیان مهدیه ای ساخته شد و شیعیان در آن اجتماعات تشکیل می دادند. دولت سعودی مهدیه را تصرف و آن را مدرسه دخترانه کرد. اکثر منازل شیعیان مدینه در این محله بود. این محله را محله شیعیان هم می نامند. بیشتر خانه های نزدیکان پیامبر و امامزادگان در همین محله بود.

]]>
https://fatemezahra.com/%d9%85%d8%ad%d9%84-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%d9%87-%d8%a8%d9%86%db%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c/feed/ 0